ماه الماس
۶۵۰
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
گالینگور - رقعی
نوع جلد
کتاب ماه الماس اثر ویلکی کالینز ، نویسندهی قرننوزدهمی انگلیسی است. این رمان پلیسی را منوچهر بدیعی، مترجم چیرهدست ایرانی به فارسی برگردانده است. ویلکی کالینز، داستاننویس و رفیق شفیق چارلز دیکنز، یکی از محبوبترین و معروفترین و برای مدتی پردرآمدترین نویسندههای دوران ویکتوریایی انگلیس بود. اما این شهرت بعد از مرگش ادامه پیدا نکرد و نام دیکنز مشهورتر شد. ک
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-341831
- تعداد صفحه
- ۶۵۰
- نوع جلد
- گالینگور - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی منوچهر بدیعی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب ماه الماس اثر ویلکی کالینز ، نویسندهی قرننوزدهمی انگلیسی است. این رمان پلیسی را منوچهر بدیعی، مترجم چیرهدست ایرانی به فارسی برگردانده است. ویلکی کالینز، داستاننویس و رفیق شفیق چارلز دیکنز، یکی از محبوبترین و معروفترین و برای مدتی پردرآمدترین نویسندههای دوران ویکتوریایی انگلیس بود. اما این شهرت بعد از مرگش ادامه پیدا نکرد و نام دیکنز مشهورتر شد. کالینز این کتاب را که تی.اس. الیوت نخستین رمان پلیسی مدرن انگلیسی مینامد، در سال 1877 به صورت پاورقی در نشریهای که چارلز دیکنز سردبیرش بود، منتشر کرد. رمان ماه الماس داستان پرتعلیق و هیجانانگیز یک سرقت را وصف میکند. ماجرایی با شخصیتهای مختلف که هرکدام از زاویه دید خود آن را نقل میکنند. یک زن جوان انگلیسی به نام «ریچل وریندر» در تولد هجدهسالگیاش یک الماس هندی بزرگ، گرانقیمت، قدیمی و ارزشمند به ارث میبرد. این الماس را عمویش که یک افسر بریتانیایی در هند بوده، برایش به جا میگذارد. الماس که ماهالماس خوانده میشود، ارزش معنوی بسیاری دارد و در پیشینهاش سه کشیش هندی برای حفظ کردن آن جان خود را فدا کردهاند. ریچل به مناسبت تولدش یک ضیافت بزرگ برگزار میکند و آن زیور خاص به ارث رسیده را هم به گردن میاندازد. فردای مهمانی معلوم میشود که ماهالماس از اتاق خواب ریچل دزدیده شده است و از اینجا به بعد همه چیز به هم میریزد. بهرغم نگارش این اثر درخشان، دلپذیرترین اثر ویلکی کالینز را « زن سفیدپوش » میدانند. بریدهای از کتاب: «مشاجرهی احمقانهای درگرفت و در خلقوخوی تلخ هرنکاسل بر مزاج او غلبه کرد. با همان لافزنی که رسم همیشگی او بود ندا برداشت که اگر قشون انگلیس سرینگاپاتام را تصرف کند حتما الماس را بر انگشت او خواهیم دید. همگی این رجزخوانی را با قهقههای پذیرا شدیم.»


















































