ماجرای خانواده امد (جلد اول) مربای گل
۳۷۶
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
جلد اول
نوع جلد
چله زمستان است و حکیمه مثل هر سال دل خوش کرده به آمدن بهار و برآورده شدن شکوفه های آرزوهایش اما احدآقا همسرش برایش خوابهای قمر در عقربی دیده است. احدآقا با همه سادگی و شیرینیاش بلد است چطور دل حکیمه را بریزد و در این سرمای استخوان سوز تبریز او را آلاخون والاخون این کوچه آن کوچه کند خوش نشینی و اجاره نشینی در یک خانه قدیمی اما بزرگ به حکیمه نیامده است. بهار ب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-063659
- تعداد صفحه
- ۳۷۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- جلد اول
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابستان معرفت
مشاهدهی همهتوضیحات
چله زمستان است و حکیمه مثل هر سال دل خوش کرده به آمدن بهار و برآورده شدن شکوفه های آرزوهایش اما احدآقا همسرش برایش خوابهای قمر در عقربی دیده است. احدآقا با همه سادگی و شیرینیاش بلد است چطور دل حکیمه را بریزد و در این سرمای استخوان سوز تبریز او را آلاخون والاخون این کوچه آن کوچه کند خوش نشینی و اجاره نشینی در یک خانه قدیمی اما بزرگ به حکیمه نیامده است. بهار با غربت و خانه تازه شروع میشود اما حکیمه هنوز توی خواب خوش خودش فرورفته و دوست ندارد بیدار شود. حتی اگر ننه سرما و عمو نوروز با هم دستشان توی یک کاسه باشد و مدام برای او از زمین و زمان بیارند اما زور زندگی بیشتر است و قرار است او را چهارزانو هم که شده به وسط معرکه بکشاند و این تازه شروع ماجرای خانواده آقای آمد است. حالا حالاها باید دل بدهیم به پرچانگی های حکیمه خانم ما با این کوچه و این خانواده ماجراها داریم



































