مفاهیم روانکاوی: اختگی
۸۴
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
گزیده ای از متن کتاب کتاب اختگی نوشتۀ ایوان وارد ترجمۀ سارا اسکندری از سری کتاب های مفاهیم روانکاوی درآمد؛ تعریف عقدۀ اختگی عقدۀ اختگی مجموعهای از باورها و هیجانات دوران کودکی است که با آگاهیِ در حالِ شکلگیری فرد نسبت به یک هویت جنسیِ تثبیتشده، ارتباط دارد. از جمله اینکه پسربچهها باور دارند مادر زمانی قضیبی داشته که به دست پدر یا جانشین او قطع شده و آلت
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-814784
- تعداد صفحه
- ۸۴
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از متن کتاب کتاب اختگی نوشتۀ ایوان وارد ترجمۀ سارا اسکندری از سری کتاب های مفاهیم روانکاوی درآمد؛ تعریف عقدۀ اختگی عقدۀ اختگی مجموعهای از باورها و هیجانات دوران کودکی است که با آگاهیِ در حالِ شکلگیری فرد نسبت به یک هویت جنسیِ تثبیتشده، ارتباط دارد. از جمله اینکه پسربچهها باور دارند مادر زمانی قضیبی داشته که به دست پدر یا جانشین او قطع شده و آلت جنسی خود او نیز ممکن است به همین سرنوشت وحشتناک دچار شود. [1] دامنۀ هیجانات متغیر است؛ از رد و تکذیب اولیه گرفته تا مقاومتهای از سرِ خشمی که منتهی میشود به اعتقاد به ایدۀ نامعقولِ مذکور و سرانجام اضطراب شدید و تسلیم نهایی. آثار اضطراب اختگی نیز مانند عقدۀ ادیپ به شیوهای منحصربهفرد در تاروپود زندگی هر فرد تنیده میشود و نحوۀ کنار آمدن کودک با ایدۀ اختگی پیامدهای عمیقی برای او خواهد داشت. میتوان اختگی را انکار، جابهجا، فرافکنی یا جنسی کرد، یا به خود [1] بازگرداند. دختربچهها باور دیگری هم دارند مبنی بر اینکه خود آنها هم زمانی قضیبی داشتهاند که وحشیانه و با بیعدالتی بریده شده است. احساس فقدان شدید یا حس آزاردهندۀ آسیبدیدگی بدن میتواند از جمله پیامدهای این اختگیِ خیالی باشد. در این کتاب با ارائۀ مثالهایی از زندگی روزمره و ارجاعات فرهنگی متداول به بررسی این موارد میپردازیم: اهمیت مفهوم عقدۀ اختگی در آثار فروید واقعیت عارضهای که به کمک این مفهوم تبیین میشود نقش متناقص آن در رشد کودک مکانیسمهایی که عقدۀ اختگی از طریق آنها آثار خود را بهجا میگذارد کارکرد آن در میل جنسی انسان و عشق تأثیر آن بر خلاقیت و ممانعت باطنی فرد خلاق ملاحظات اخلاقی که در پرتو اختگی آشکار میشوند اختگی و مطلع آن فروید در سال 1909 در شرححال خود از «هانس کوچولو» دربارۀ اختگی نوشت [2] و نخستین بار در مقالۀ «دربارۀ نظریات جنسی کودکان [2] » (1908) اصطلاح «عقدۀ اختگی» را به کاربرد [3]. او تصمیم گرفت بنای مناقشهانگیزترین و باورنکردنیترین مفهوم نظریاش را بر آنچه از دهان کودکان شنیده بود، بگذارد. نقش اضطراب اختگی در دهۀ پایانی زندگی فروید، بهطور فزایندهای برجسته شد. این اضطراب رفتهرفته سایر انواع اضطراب و «موقعیتهای خطرناکِ» جدایی و خسرانِ حاصل از عشق و مرگ را نیز در برگرفت؛ موقعیتهایی که فروید در سال 1926 بهعنوان مبانی روانکاوی معرفی کرده بود و در مقایسه با اضطراب اختگی معقولتر به نظر میرسیدند. [4] عقدۀ اختگی در زمان انتشار آخرین اثر مهم او تقریباً با عقدۀ ادیپ ادغام شده و به همان اندازه اهمیت یافته بود. فروید مینویسد پسربچه «تحت تأثیر عقدۀ اختگی، شدیدترین ترومای دوران کودکیاش را تجربه میکند.» و ادامه میدهد: عواقب تهدید اختگی گوناگون و بیشمارند؛ این پیامدها تمام روابط پسربچه با پدر و مادرش و متعاقباً کل روابط او با مردان و زنان را تحت تأثیر قرار میدهد. [5] عقدۀ ادیپ درجایی بهصورت «نگرشهای هیجانی [3] » کودک نسبت به والدین، خواهران و برادرانش توصیف شد؛ [6] امروز خود آن روابط بهواسطۀ عقدۀ ادیپ تهییج و سازماندهی میشوند. فروید میگوید: «شاید بتوان کل این رویداد را تجربۀ محوری سالهای کودکی دانست.» [7] یادداشتی تبیینی؛ اختگی و سیاهچاله اما تجربهای که کاملاً فراموش شده، چگونه میتواند «تجربهایمحوری» باشد؟ فروید توضیح میدهد «کل این رویداد… چنان فراموش شده که بازسازی آن در بزرگسالانِ تحت روانکاوی با سختترین ناباوریها مواجه میشود. درواقع انزجار از آن بهقدری شدید است که افراد تلاش میکنند جلوی هرگونه اشاره به این موضوع ممنوعه را بگیرند و هر چیزی را که بهوضوح یادآور آن باشد با نوعی کوری فکریِ غریب از نظر دور کنند. [8] فروید همواره به خاطر فرض موجودیتهای عجیبوغریب نادیدنی و ارائۀ تبیینهای سحرآمیزِ آزمون ناپذیر بهشدت نقد شده است، بنابراین بد نیست دست به قیاسی بزنیم بین روانکاوی و علمی که «علم(تر)» است. چطور میتوان به مفهومی پرداخت که در روانشناسی معادل مفهوم سیاهچاله، در علم نجوم است؟ در وهلۀ نخست میتوانیم آثار عقدۀ اختگی را بر تجارب محیطی بررسی کنیم. اگر عقدۀ اختگی همانقدر که فروید ادعا میکند اهمیت داشته باشد، کشش گرانشیاش باید باعث اعوجاج در فضای ذهنی شده و توزیع ابژههای ذهنی را تحت تأثیر قرار دهد. سیاهچالۀ فضایی میتواند جلوی حرکت ستارۀ مجاورش را بگیرد، سرعتش را افزایش دهد و آن را از مسیر خارج یا بهکل محوش کند. به همین ترتیب، ممانعتهای باطنی [4] یا تحریکات بیشازاندازه، از دست دادن تعادل روانی یا فقدان ظرفیتهای ذهنی را نیز میتوان بهعنوان آثار احتمالیِ عقدۀ اختگی بررسی کرد. ملانی کلاین نشان داد که ممانعتهای باطنی که در مدارس شاهدشان هستیم، میتوانند





































