بازداری ها، نشانگان و اضطراب
۳۲۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب «بازداریها، نشانگان و اضطراب» نوشتۀ زیگموند فروید ترجمۀ سیاوش طلاییزاده گزیدهای از متن کتاب: مقدمه ساموئل آربیسر مجموعۀ آثار جاودانۀ زیگموند فروید تنها نقطۀ عطف بنیادینی در تفکر معاصر غرب نیست بلکه همچنین شالودۀ نظری_ تکنیکیای را طرح میریزد که روانکاوان عمارت باشکوه خود را، که امروز در آن اقامت گزیدهاند، بر پایۀ آن افراشتهاند. این عمارت بهرغم هم
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-881730
- تعداد صفحه
- ۳۲۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «بازداریها، نشانگان و اضطراب» نوشتۀ زیگموند فروید ترجمۀ سیاوش طلاییزاده گزیدهای از متن کتاب: مقدمه ساموئل آربیسر مجموعۀ آثار جاودانۀ زیگموند فروید تنها نقطۀ عطف بنیادینی در تفکر معاصر غرب نیست بلکه همچنین شالودۀ نظری_ تکنیکیای را طرح میریزد که روانکاوان عمارت باشکوه خود را، که امروز در آن اقامت گزیدهاند، بر پایۀ آن افراشتهاند. این عمارت بهرغم همۀ چندصدایی، ناهمگنی و رویکردهای متناقضی که در آن وجود دارد، بهسبب همین شالوده همچنان استوار ایستاده است. فصول مختلف این کتاب را روانکاوانی با پارادایمهای مختلف از سراسر جهان به رشتۀ تحریر درآوردهاند و این کتاب کوششی است در جهت نشان دادن غنای این منظومۀ ناهمگن که قطعات مختلف آن با ریسمان نامرئی شالودۀ فروید در کنار هم قرار گرفتهاند. یکی از مشخصههای آثار فروید که میکوشم بر آن تأکید کنم این واقعیت است که وقتی آن را در بستر خود مطالعه کنیم چشممان به مسیر تکامل بیپایانی برمیخورد، مسیری که در آن ایدهها و مفاهیم مجدداً صورتبندی و پیچیدهتر میشوند، همانگونه که واقعیات بالینی و منابع روششناختی و معرفتشناختی نیز به آن نیاز دارند؛ کتاب بازداریها، نشانگان و اضطراب گواه انکارناپذیر این ادعاست. این ویژگی احتمالاً بیارتباط با برخی صفات شخصیتی خالق روانکاوی نیست. بیتردید انگیزۀ فروید در اجرای این مسئولیت، آگاهی خاص او از این مسئله بود که نقش رهبری را در رسالتی نوآورانه بر عهده دارد؛ رسالتی که تحقق آن مستلزم ارادهای تزلزلناپذیر در برابر مقاومتی بود که از جانب سنت شناختهشده و پذیرفتهشده صورت میگرفت. او در راستای دستیابی به این هدف بر یک آموزش وسیع انسانگرا تکیه کرد که منبع سوخت آن کنجکاوی پیشتازانه و اشتیاق به خواندن آثار نویسندگان کلاسیک و همعصر او بود. کافی است به یاد آوریم که او در نوجوانی به همراه دوست جوانش، ادوارد سیلبرشتاین، آکادمی اسپانیایی خود را در وین پیدا کرد و به مطالعۀ دونکیشوت دون میگل د سروانتس ساآوردا به زبان اصلی همت گماشت. درنتیجه فروید، به لطف اشتهای سیریناپذیرش به دانش، با زوایای پنهان و تاریک و نیز با والاترین جنبههای طبیعت انسان آشنا شد. جان نازکبین پژوهشگر ما عنصر دیگر شخصیت او بود که در تاروپود آثار او رخنه کرده است. این خصلت در آزمایشگاههای بروک و ماینر شکل گرفت، جایی که فروید در مقام یک متخصص فیزیولوژی اعصاب آموزش دید و تحقیق کرد. هر دو آزمایشگاه تجلّی درخشان روح پوزیتویسم علمی عصر او بهشمار میرفتند. هرچند فروید یکی از «خدایگان تردید و سوءظن» یا پیشگامان پستمدرنیسم سدۀ بیستم بهشمار میرود، به باور من او هرگز روح انتقادی و عقلانیت مدرنیستی خود را کنار نگذاشت. بسیاری روانکاوان با این گزاره دمساز نیستند، زیرا کشف ناخودآگاه حکم زیر سؤال بردن ذهن خودآگاه عقلانی را دارد. بهزعم من این کشف سرنوشتساز نیاز به ذهن آگاه، و حتی نیاز به عقلانیت در دستیابی به تدقیق نظری و مفهومی، را به پرسش نمیکشد و کنار نمیگذارد. نظریۀ اضطراب او که در کتاب بازداریها، نشانگان و اضطراب به کمال رسیده است، نمودی از وفاداری مستمر او به آن روح انتقادی و عقلانی و اقناع او از جایگاه ممتاز حقایقی است که در طول سالها با رنج و زحمت به آن دقت و انسجام بخشیده است؛ ازاینرو نخستین شبیخون او به موضوع اضطراب به مکاتبۀ او با ویلهلم فلیس در 1893 بازمیگردد؛ این موضوع در آثار مختلف چهل سال بعد او ادامه مییابد و به درسگفتارهای مقدماتی جدید دربارۀ روانکاوی سال 1933-1932 نیز کشیده میشود (فروید، 1933). یکی از آثار اولیۀ پراهمیت فروید، که سرشتنمای سبک پزشکی پیشاروانکاوانۀ زمان اوست، اثری است که در آن او میان «رواننژندی اضطراب» و «نوراستنی» (فروید، 1895) تمایز قائل میشود و در بخش مربوط به سببشناسی بیماری، نخستین نظریۀ اضطراب خود را اینگونه صورتبندی میکند: ناتوانی روانشناختی در پردازش مازاد تحریک جنسی تنانه در حکم پیامد ظرفیت روانشناختی ناکافی یا انباشت این تحریک. در اینجا برانگیختگی جنسی در نهایت به اضطراب تبدیل میشود. خالی از لطف نیست یادآوری این نکته از متن درخشان فروید، که سرآغاز مناقشۀ او با دوستش لئوپالد لوونفیلد بود، دربارۀ پالایش نشانهشناختیای که بهرغم طیف متنوع موارد بالینیای که مشخصۀ آن اضطراب است کاملاً اعتبار خود را حفظ میکند؛ روانپزشکی مدرن این موضوع را ذیل «اختلالات اضطرابی» قرار میدهد. فروید در همان سالهای نخستین تقریباً بهشکلی ناخواسته و بهتدریج از مفهوم «تحریک جنسی تنانه» به مفهوم روانشناختیتر «لیبیدو» گذر میکند؛ لیبیدویی که در رفتار جنسی متناسب کانالیزه نشده و به اضطراب بدل میشود. نخستین صورتبندی آسیبشناسی روانی فروید که در آن رواننژن





















































