مفاهیم روانکاوی: اضطراب
۸۲
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
گزیده ای از متن کتاب کتاب اضطراب نوشتۀ ریکی امانوئل ترجمۀ سینا رویایی از سری کتاب های مفاهیم روانکاوی درآمد به محضی که نوشتن این کتاب را شروع کردم وجودم مملو از انواع و اقسام اضطرابها شد. ازجمله اینکه آیا میتوانم کتاب را سرِ موعد به ناشر تحویل دهم؟ آیا کتاب خوبی خواهد شد؟ آیا خودم میدانم در این کتاب چه میخواهم بگویم و حرفهایم بهقدر کافی روشن خواهند ب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-357637
- تعداد صفحه
- ۸۲
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از متن کتاب کتاب اضطراب نوشتۀ ریکی امانوئل ترجمۀ سینا رویایی از سری کتاب های مفاهیم روانکاوی درآمد به محضی که نوشتن این کتاب را شروع کردم وجودم مملو از انواع و اقسام اضطرابها شد. ازجمله اینکه آیا میتوانم کتاب را سرِ موعد به ناشر تحویل دهم؟ آیا کتاب خوبی خواهد شد؟ آیا خودم میدانم در این کتاب چه میخواهم بگویم و حرفهایم بهقدر کافی روشن خواهند بود؟ این نگرانیها طبیعی به نظر میرسند. همۀ ما هنگام روبهرو شدن با کار جدید و بالقوه دلهرهآور، دچار اضطراب میشویم. اما چطور با این اضطرابها کنار بیایم؟ آیا آنها مرا از پا درخواهند آورد و به عجز در کار فکری و کتابتم ختم خواهند شد، یا محرکی برای «آفرینش» این کتاب خواهند بود؟ این اضطرابها دقیقاً چه هستند؟ و اصلاً اگر کارکردی دارند، کارکردشان چیست؟ اگر بتوانم بهدقت ماهیت آنچه مضطربم کرده وارسی کنم __ یعنی به این تجربهٔ هیجانیام فکر کنم و نامی بر آن بنهم __ شاید از شدت اضطرابم کاسته شود. اضطرابهای من لزوماً نامعقول نیستند فقط شاید برخی از آنها چنین باشند. اگر با دقت بیشتری آنها را وارسی کنم درمییابم که اضطراب من به کارم مربوط میشود. بهعبارتدیگر از این نگرانم که مبادا آماج انتقادهای تند دیگران قرار بگیرم. آیا یک شیاد قلمداد خواهم شد؟ آیا آنقدر به موضوع کتاب اشراف داشتهام که نگارش آن به من محول شود؟ آیا از جانب آنچه روانکاوان «ابژههای خوبِ» [1] من یا همان نیروهای راهبر مرموز درون من خواندهاند و شالودۀ امنیت من هستند، الهامی به من خواهد شد؟ آیا این نیروها متقبل و متحمل «سایهٔ تردید» من نسبت به کلیت این کار خواهند شد یا من «آنها» را ناامید خواهم کرد؟ اضطراب اخیر، حس هولناک و عذابآوری است که در ترس از انتقادهای بیرحمانه ریشه دارد، نیز نوع دیگری از اضطراب را رقم میزند که حسی دلسردکننده به همراه دارد؛ نگرانی از اینکه آیا لایق توقعاتی که ابژههای خوبم از من دارند، هستم یا نه. شاید برخی خوانندگان این حس را به نحوی مربوط به وجدان فرد، سوپراگوی فرویدی، اگوی ایدهلآآل و نسبت آن با اگوی من بدانند. در آنچه حول محور اضطراب ذکرش رفت تلویحاً به دیدگاه ملانی کلاینِ روانکاو اشاره شد یعنی به تمایزی که او بین کیفیات اضطراب و تقسیم آن به اضطراب آزار و اذیت [2] و اضطراب افسردهگون [3] قائل شده است و نیز اشارهای شد به مسئلهٔ احتوای این نوع اضطراب در نظریهٔ ویلفرد بیون. بنابراین میبینیم که موضوع این کتاب چنان ظرفیت گستردهای دارد که میتواند تمام طیفهای روانکاوی را دربرگیرد. رابرت هینشل وودِ روانکاو مینویسد: «تاریخ روانکاوی از جمله تلاشهایی است که تاکنون جهت درک اضطرابِ اصلی وضع بشر صورت گرفته است.» [1] در این کتاب سعی خواهم کرد به این موضوع بپردازم که روانکاوی از زمان فروید تا امروز که جهان علوم عصبی در صدد افزودن بینشهای جدیدی به قاعدهسازیهای روانکاوی است، چه استنباطی از اضطراب داشته است. امیدوارم مثالهایی که استفاده کردهام به قدر کافی روشنگر نکتهای که سعی دارم بیان کنم، باشند زیرا تلاش من تشریح نظری سیر تحول مفهوم اضطراب در تفکر روانکاوی نیست بلکه سعی دارم از نقطه نظر روانکاوی بهره بگیرم تا شرایطی را که همۀ ما در زندگی روزمره با آن روبرو میشویم فهمیدنیتر کنم. اضطراب چیست؟ بیتردید اضطراب صرفاً به معنای ترس نامعقول نیست. در موارد بسیار، مضطرب نبودن نامعقول است. مثلاً کسی که به تازگی تشخیص دادهاند دچار بیماری سرطان است از هر جهت حق دارد مضطرب باشد. اگر اینطور نباشد ما بلافاصله نگران میشویم. البته شاید برخی از ترسهای او نامعقول باشند اما اینکه او از این وضعیت ترسیده، نامعقول نیست. اغلب اضطرابهای نامعقول در هراسها [4] مشاهده شدهاند، مثل ترس از عنکبوتها، طوفان، فضاهای باز و نظایر آنها. با وجود این برخی اوقات اضطرابهای هراسناک مبنایی حقیقی دارند. تعریف مفیدترِ اضطراب که در آن نیازی به توسل به ترسهای واقعی و یا تخیلی نیست این است که آن را «واکنش نسبت به عواملی بدانیم که چه در محیط و چه در درون شخص، هنوز ناشناختهاند». این واکنش ممکن است خاستگاههای آگاه یا ناآگاهی داشته باشد. [2] تعریف بالا موضوع تردید [5] را در هستهٔ مرکزی اضطراب قرار میدهد و آن را به تعریف «بیون» از اضطراب بهمثابۀ «پیشآگاهی از هیجان»[3] نزدیک میکند که اضطراب را به تجربهای هیجانی و قریبالوقوع مرتبط میداند و بر ماهیت ناشناختهٔ آن تأکید میکند. مفهوم پیشآگاهی از عنصری بنیادی در اضطراب خبر میدهد چراکه حاکی از حسی شبیه به دلهره [6] است. بهعلاوه این مفهوم، تجربهٔ اضطراب را قاطعانه در بدن فردی که آن را تجربه میکند، جای میدهد، زیرا هیجانات پیش از هر چیز حالاتی جسمانی هستند. همه میدان


































