مجید شریف واقفی
شهر اصفهان، با پیشینه و قدمت تاریخی خود، از گذشتههای دور، همواره محل ظهور و بروز چهرههایی مبارز بوده است که مبارزات درخشانی را، با گامهایی بلند، برای ساختن جامعهای آزاد و عاری از ستم و نابرابری برداشتهاند. یکی از چهرههای مبارز و تأثیرگذار سالهای پایانی دهه 1340 و آغازین دهه 1350، «مجید شریف واقفی» است. نوع فعالیت و مبارزات شریف واقفی، تأثیر بسیاری در
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-045861
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
شهر اصفهان، با پیشینه و قدمت تاریخی خود، از گذشتههای دور، همواره محل ظهور و بروز چهرههایی مبارز بوده است که مبارزات درخشانی را، با گامهایی بلند، برای ساختن جامعهای آزاد و عاری از ستم و نابرابری برداشتهاند. یکی از چهرههای مبارز و تأثیرگذار سالهای پایانی دهه 1340 و آغازین دهه 1350، «مجید شریف واقفی» است. نوع فعالیت و مبارزات شریف واقفی، تأثیر بسیاری در جهتگیری و آرایش سیاسی ایدئولوژیک مختلف جامعه در دهههای بعد داشته است. انسداد سیاسی و به بن بست کشیده شدن مبارزات مسالمتآمیز، او و همنسلانش را به مشی مسلحانه سوق داد. شریف واقفی پس از پیوستن به «سازمان مجاهدین خلق»، مبارزات قهرآمیز خود را برای دگرگونی جامعه نابرابر و استبداد زده رژیم پهلوی آغاز کرد و با شرکت در عملیات مختلف، ضرباتی بر پیکر رژیم وارد ساخت. وی پس از انحراف سازمان و اعلام تغییر ایدئولوژی و آغاز تصفیههای سازمانی، همگام با مبارزه در مقابل کودتای تشکیلاتی و ایدئولوژیک سازمان، ایستاد و سرانجام قربانی تصفیههای خونین درون سازمانی گردید. هستههای اولیه کانونهای مبارزاتی در اصفهان، به صورت علنی و نیمه پنهان، نخستین بار در مساجد و منازل، با شرکت دانشآموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاه، شکل گرفت. در رأس این کانونها و هستههای مبارزاتی، شماری از دبیران روشنفکر و روحانیون آگاه قرار داشتند که با آموزش قرآن، نهجالبلاغه و تاریخ اسلام و با اشاره به مسائل سیاسی روز، میکوشیدند تا احساسات و وجدان دینی مردم را بیدار کرده و بدان جهت سیاسی و ضد ظلم بخشند. دهه 1330 ش در اصفهان، دو جناح فکری میان بزرگان و علمای دین و پیروان آنها وجود داشت که در مشرب سیاسی با هم اختلاف داشتند. در رأس یک جناح، مجتهد و مرجع تقلید بزرگ شهر، حاج آقا رحیم ارباب قرار داشت که عمامه سرش نمیگذاشت، نحوه مصرف وجوهات را به مردم واگذار کرده بود و با واجب شمردن نماز جمعه، هر هفته نماز جمعه را در بیرون شهر برگزار میکرد، بسیاری از روشنفکران و چهرههای مبارز در این دوره، از طرفداران این عارف و مجتهد بودند. در مقابل، جناحی دیگر در اصفهان فعالیت میکرد که در رأس آن حاج میر سیدعلی ابطحی، شمس اردکانی و شمس آبادی قرار داشتند. آنها و مریدانشان با جناح آقا رحیم ارباب و پیروانشان مخالف بودند و اندیشه آنان را مانند اهل سنت دانسته و نسبت به اقامه نماز جمعه آنان اعتراض میکردند. مساجد مهمی که در این دوره به عنوان کانونهای مبارزاتی، برای فعالیتهای مذهبی مورد توجه اقشار مردم قرار داشت، عبارت بودند از مسجد کازرونی، مسجد علی، مسجد آقانور، مسجد علیقلی، مسجد حسینآباد و… در این مساجد بزرگانی چون ابوتراب درچهای، سید جلالالدین طاهری، حاج آقا رحیم ارباب و دکتر سید محمد حسینی بهشتی به فعالیت و ایراد سخنرانی میپرداختند. علاوه بر این تشکلها، اصفهان از دیرباز مرکزی برای فعالیت هیئتهای مذهبی و دستههای عزاداری بود. این تشکلهای مردمی تا آنجایی که کاری به امور سیاسی و حکومتی نداشتند، کاملا آزاد بودند و بیشتر مساجد، حسینیهها و منازل بازاریان و متمولین مذهبی با فعالیتهای از این دست خود را به خدا و بزرگان دین، نزدیکتر احساس میکردند. بعد از نهضت 15 خرداد 1342، در تشکلهای مذهبی و مجامع مذهبی سنتی چون هیئتهای مذهبی، تحول نسبی ایجاد شد و اندیشههای کهنه و سنتی، جای خود را به اندیشههای نو و انقلابی داد، به طوری که حتی مداحها و منبریها و مرثیهسراها، همه اشعار انقلابی میخواندند و از بزرگان دین چون امام حسین (ع) و خانوادهاش به عنوان قهرمانان اسلام یاد و سخنرانان در منابر، آنان را الگو و سمبل مبارزه با بیدادگری معرفی میکردند. سرکوب خشونتبار قیام 15 خرداد 1342، بستر رشد تشکلهایی غیر سیاسی مانند «انجمن حجتیه مهدویه» و «کانون علمی و تربیتی جهان اسلام» و نیز تشکلهایی سیاسی در اصفهان را فراهم کرد. انجمن حجتیه در اصفهان مانند سایر شهرهای مهم مذهبی، مبارزه با بهائیت و بهائیان را وجهه همت خود قرار داده بود. این جریان تمام مشکلات جامعه انسانی را در این میدانست که برخی جوانان، پنهانی به جلسات بهائیان برده میشوند و روی آنها تبلیغ میشود تا به بهائیت بگروند. این انجمن از همه افراد و جوانانی که به جلساتشان دعوت میشدند، تعهد کتبی میگرفت که در فعالیتهای سیاسی دخالت و شرکت نکنند. گاه در مجامع مذهبی و حتی گاهی در دبیرستانها بین دانشآموزان وابسته به انجمن و افرادی که اعتقاد به فعالیت سیاسی داشتند، درگیریهایی پیش میآمد. ساواک همواره انجمن حجتیه را تحت نظارت خود داشت و در جریان فعالیت آنان بود. گروه دیگری که با روشی کاملا غیر سیاسی فعالیتهای خود را از سال 1345 در اصفهان آغاز کرد، کانون علمی و تربیتی جهان اسلام نام داشت



































