پرش به محتوای صفحه

مجموعه داستان صدای خرخر گلو اثر هادی جعفری

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۰۸

صفحه

رقعی

قطع

با دستِ راستم گلویش را گرفتم و او را به دیوار چسباندم به ‌طوری که فقط نوک پاهایش بر زمین بود. چنان گلویش را فشار دادم که صورتِ پُرمویش چروکیده ‌شد و چشم‌هایش وَق زد. صورتِ پرمویش باعث‌ شده بود که دستانم کمی لیز بخورد و فشار، بیش‌تر، بر صورتش وارد شود و متأسفانه این‌جوری کمی نفسش جا می‌آمد. دست‌هایش می‌لرزید و کاملاً بی‌حرکت بود و هیچ عکس‌العملی نداشت. فقط از

۱۶۲٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-283941
تعداد صفحه
۱۰۸
قطع
رقعی

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از هادی جعفری

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از شالگردن

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مرز

توسکا لی

ترجمه‌ی روشنک آرامش

شالگردن

۲۶۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کوچ اثر مریم عباسی

مریم عباسی

شالگردن

۲۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر صندلی در یک سطر اثر ابولفضل پاشا
۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر خواننده ی خیابونی اثر امیرحسین لاجوردی
۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان سی سال خیانت اثر ابوالفضل مرادی
۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان ایستگاه رادیویی هالکیون اثر کیمی ایسل و ترجمه ی مرجان ذبیحی
۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان تقاص اثر حمیدرضا خشایارفرد

حمیدرضا خشایارفرد

شالگردن

۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه داستان گذر من بر روی زمین اثر دنیل میسن و ترجمه ی محمدعرفان خسروی شیری
۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه داستان های جو اثر امیر مهرانی
۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر در این سال سی اثر سینا به منش
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر لانگ شات اثر نیما معماریان
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رمان نزدیکی دوردست اثر رضا احمدی پرور
۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه شعر تاریکان اثر فرشید کریمی
۵۷٬۰۰۰تومان

توضیحات

با دستِ راستم گلویش را گرفتم و او را به دیوار چسباندم به ‌طوری که فقط نوک پاهایش بر زمین بود. چنان گلویش را فشار دادم که صورتِ پُرمویش چروکیده ‌شد و چشم‌هایش وَق زد. صورتِ پرمویش باعث‌ شده بود که دستانم کمی لیز بخورد و فشار، بیش‌تر، بر صورتش وارد شود و متأسفانه این‌جوری کمی نفسش جا می‌آمد. دست‌هایش می‌لرزید و کاملاً بی‌حرکت بود و هیچ عکس‌العملی نداشت. فقط از گلویش صدای خرخر شنیده ‌‌می‌شد. با این‌که می‌توانست مقاومت کند و مرا پس بزند ولی هیچ کاری نمی‌کرد. هر چند ثانیه یک‌بار، رعشه‌ای بدنش را فرا می‌گرفت و پاهایش از زمین کنده ‌می‌شد. واقعاً اعصابم را داغان کرده‌ بود! دیگر کاسه‌ی صبرم لبریز شده ‌بود و به تهِ خط رسیده ‌بودم! -برشی از متن-

۱۶۲٬۰۰۰تومان