مکبت/ بداههگویی آلما
۱۸۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
مکبت: فکر میکردم کار درستی کردم. آدمی در گرماگرم نبرد گاه خودی و اجنبی را میزند. امیدوارم که به خطا خودی را نکشته باشم. در صفهای فشرده میجنگیدیم. امیدوارم انگشتان پایشان را لگد نکرده باشم. بله، ما برحقیم. حالا آمادهام اندکی روی این سنگ استراحت کنم. یککم حالت تهوع دارم البته. عجیب است با آنهمه تلاش، چندان گرسنه نیستم. انگار زیادی محکم زدم. مچم درد گرفت
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-926304
- تعداد صفحه
- ۱۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بیدگل
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سحر داوری
مشاهدهی همهتوضیحات
مکبت: فکر میکردم کار درستی کردم. آدمی در گرماگرم نبرد گاه خودی و اجنبی را میزند. امیدوارم که به خطا خودی را نکشته باشم. در صفهای فشرده میجنگیدیم. امیدوارم انگشتان پایشان را لگد نکرده باشم. بله، ما برحقیم. حالا آمادهام اندکی روی این سنگ استراحت کنم. یککم حالت تهوع دارم البته. عجیب است با آنهمه تلاش، چندان گرسنه نیستم. انگار زیادی محکم زدم. مچم درد گرفته است. خوشبختانه آسیب جدی ندیدهام. کمی راحت و تفریح حالم را جای خواهد آورد. (رو به مصدرش در سمت راست صحنه) هی، برو شمشیر مرا در رودخانه بشوی و یک نوشیدنی هم بیاور! اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: درس آینده در تخممرغهاست آدمکش آوازخوان طاس/ صندلیها شاه میمیرد عابر هوایی کرگدن تماس با ما اخبار و مقالات همکاری با ما فهرست کلی کتابها کاتالوگ فصلی کاتالوگ فروش












































