شاه میمیرد
۱۰۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
شاه: دستهامان هم درد میکنند. یعنی داره شروع میشه؟ نه. اگه همیشگی نبود پس چرا ما به دنیا آمدیم؟ لعنت به والدینمان. چه مسخره، چه مضحک! پنج دقیق پیش به دنیا آمدیم، سه دقیقه پیش ازدواج کردیم. مارگریت: دویست هشتاد و سه سال میشه. شاه: دو دقیقه و نیم پیش بود به تخت سلطنت نشستیم. مارگریت: دویست و هفتاد و هفت سال و سه ماه میشه. شاه: فرصت نکردیم بگیم اوف! فرصت نک
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-544634
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۶۸۶۳۱۵۵
- تعداد صفحه
- ۱۰۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بیدگل
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سحر داوری
مشاهدهی همهتوضیحات
شاه: دستهامان هم درد میکنند. یعنی داره شروع میشه؟ نه. اگه همیشگی نبود پس چرا ما به دنیا آمدیم؟ لعنت به والدینمان. چه مسخره، چه مضحک! پنج دقیق پیش به دنیا آمدیم، سه دقیقه پیش ازدواج کردیم. مارگریت: دویست هشتاد و سه سال میشه. شاه: دو دقیقه و نیم پیش بود به تخت سلطنت نشستیم. مارگریت: دویست و هفتاد و هفت سال و سه ماه میشه. شاه: فرصت نکردیم بگیم اوف! فرصت نکردیم بفهمیم زندگی یعنی چی. مارگریت: (به دکتر) برای این کار هیچ سعی نکردند. ماری: مثل یه پیادهروی خیلی کوتاه بود تو یه خیابون پُردار و درخت، مثل قولی که عمل نشه، لبخندی که نشکفته پژمرده بشه. مارگریت: (به دکتر، در ادامه) با اینکه بزرگترین دانشمندها دم دستشون بود، فقها، آدمهای دنیا دیده، اون همه کتاب که لاش رو باز نکردند. شاه: وقت نداشتیم. مارگریت: تو که میگفتی تمام وقتهای عالم مال توست. شاه: وقت نداشتیم، وقت نداشتیم، وقت نداشتیم. اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: درس آینده در تخممرغهاست مکبت/ بداههگویی آلما آدمکش آوازخوان طاس/ صندلیها عابر هوایی کرگدن تماس با ما اخبار و مقالات همکاری با ما فهرست کلی کتابها کاتالوگ فصلی کاتالوگ فروش









































