من عاشق افسانه نیستم
خاکریز با آتش و خون یکی شدهاست و تو نمیخواهی بمیری. هرچند میدانی شانس زنده ماندنت کم است، میدوی که جان سالم از مهلکه به در ببری. لباست خیسِ عرق شده. قلبت دارد میترکد و مرگ، عقاب گرسنهای است که بالای سرت در حال پرواز است. پاهایت بیگانه است با این خاک. ترس را قورت میدهی. به امید جانپناهی اینطرف و آنطرف میدوی. افسانه نمیترسد از اینکه بیاید یک جای ن
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-931448
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
خاکریز با آتش و خون یکی شدهاست و تو نمیخواهی بمیری. هرچند میدانی شانس زنده ماندنت کم است، میدوی که جان سالم از مهلکه به در ببری. لباست خیسِ عرق شده. قلبت دارد میترکد و مرگ، عقاب گرسنهای است که بالای سرت در حال پرواز است. پاهایت بیگانه است با این خاک. ترس را قورت میدهی. به امید جانپناهی اینطرف و آنطرف میدوی. افسانه نمیترسد از اینکه بیاید یک جای ناامن؟ حیاط تاریک است. دنبال کفشهایش میگردد؛ نیست، چادرش هم. نمیتواند بیاید کمکت کند، نه افسانه و نه هیچ زن دیگری. آب تا زیر دندههایت بالا میآید. خود را جمع میکنی گوشۀ شناور و نیها را میکشی روی خودت. همه جا غرق در تاریکی است.


































