پرش به محتوای صفحه

منظومه ی شهرزاد

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۸۴

صفحه

۱۳۹۴

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

در آغاز کتاب منظومه شهرزاد می خوانیم : احمدرضا گفت: عشقِ واقعی بی‌سرانجام است. من یخ کردم. تب کردم. ذوب شدم. می‌خواستم نامِ تو را به خاطر بسپارم تنها. تنها می‌خواستم نامِ تو را به خاطر بسپارم. نامِ تو را تنها می‌خواستم به خاطر بسپارم. چهره‌ات را حتا فراموش کرده‌ام. چشم‌های‌ات را خواندم؛ ـ برایِ خوش‌بختیِ من ناتوانی! گفتی برایِ خوش‌بختیِ من ناتوانی. گفتی برای

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-727096
تعداد صفحه
۸۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از سهراب حسینی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شمس العماره

سهراب حسینی

روزنه

۶۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

در آغاز کتاب منظومه شهرزاد می خوانیم : احمدرضا گفت: عشقِ واقعی بی‌سرانجام است. من یخ کردم.        تب کردم.         ذوب شدم. می‌خواستم نامِ تو را به خاطر بسپارم تنها. تنها می‌خواستم نامِ تو را به خاطر بسپارم. نامِ تو را تنها می‌خواستم به خاطر بسپارم. چهره‌ات را حتا فراموش کرده‌ام. چشم‌های‌ات را خواندم؛ ـ برایِ خوش‌بختیِ من ناتوانی! گفتی برایِ خوش‌بختیِ من ناتوانی. گفتی برای خوش‌بختیِ من ناتوانی. برای لمسِ زیباییِ تو تا مجاورِ انگشتان‌ات نزدیک شدم. تا مجاورِ انگشتان‌ات نزدیک شدم. احمدرضا گفت: عشقِ واقعی بی‌سرانجام است. دور شدم. هر شب به امیدِ عابری می‌نشستم که صبح در دست‌های‌اش باشد؛ کنارِ من بنشیند تا تو را تماشا کنم. هنوز نمی‌دانستم که چشم‌هایِ تو می‌تواند سرمایه‌یِ عمرِ من باشد. خسته می‌شوم؛ تلخ می‌شوی. خسته‌تر می‌شوم؛ تلخ‌تر می‌شوی. افسرده‌ می‌شوم؛ نگاه می‌کنی. افسرده‌تر می‌شوم؛ سکوت می‌کنی. بیمار می‌شوم؛ زیبا می‌شوی. تا مهیایِ رفتن می‌شوم… زیباتر می‌شوی. شکست می‌خورم؛ می‌مانم. و تو باز تلخ می‌شوی. و تو باز تلخ‌تر می‌شوی. … و انسان در شکست تنها می‌ماند. هربار پاشنه می‌کشم که ترک‌ات کنم دلم به حالِ خودم می‌سوزد؛ از آینده‌یِ بی‌تو وحشت می‌کنم. پا پس می‌کشم. شاعر می‌شوم. ـ می‌گویم باران؛ آسمان می‌بارد. ـ می‌گویم بهار؛ زمستان می‌رود. ـ نام تو را صدا می‌زنم؛ شب می‌شکند. می‌خواهم صدایت کنم شهرزاد! زبان‌ام می‌گیرد. می‌خواهم صدایت کنم زیبا! زبان‌ام می‌گیرد. اگر تمام روزهایِ با تو بودن‌ام را باخته باشم با خاطره‌ات که تنها می‌شوم اختیارِ تو با من است. چندبار نام تو را باید ناله کنم تا نیازِ مرا بشنوی؟ در تاریکی نور نیست در روشنایی نور نیست در تاریکی و روشنایی تنها تویی در تاریکی و روشنایی، نور تویی در انتهایِ بیابان تو آغاز می‌شوی، در ابتدایِ زمین. در انتهایِ آسمان تو آغاز می‌شوی؛ در مجرایِ زمان. در شیارِ شب. در سلوکِ عارفانِ تباهی. در سکوتِ بازندگانِ زندگی. در ابتدایِ شکستِ من آغاز می‌شوی. در ابتدایِ شکستِ من آغاز می‌شوی. قافیه از شعرهایِ من فرار می‌کند، تو قافیه می‌شوی. شعر از زندگی‌ام فرار می‌کند، تو شعر می‌شوی. اندوهِ شب را شانه می‌زنم، لبخند می‌زنی. عمقِ دریا را گریه می‌کنم، لبخند می‌زنی. از میانِ برف نهالی بی‌برگ بیرون مانده. در میانِ مزرعه مترسکی خسته تنها مانده. بهار در پیراهنِ توست؛ در پیراهن‌ات جوان می‌شوم. دریا در آغوشِ توست؛ در آغوش‌ات غرق می‌شوم. … و من به مرگ نزدیک‌ترم از زندگی. به شهر شک می‌کنم در ترددِ آدمیان تردید می‌کنم صدایِ سوتِ قطار را می‌شنوم که از میانِ حافظه‌ام عبور می‌کند شهر شلوغ می‌شود شهر آتش می‌گیرد قطار از میانِ آدمیانِ حافظه‌ام عبور می‌کند من شک می‌کنم می‌مانم نگاه می‌کنم سایه‌ام به دیوار افتاده بارانِ ستاره می‌بارد سایه‌ام فرار می‌کند می‌افتم به خواب می‌روم فراموش می‌شوم. من شک می‌کنم تو شک می‌کنی