مزد ترس
۲۵۶
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
مزد ترس اثر گراهام گرین ترجمهی سعید کلاتی دربارهی مزدترس: مزد ترس نوشتهشده به سال 1929 اولین رمان گراهام گرین است و ماجرای اندروز، مرد جوانی، را روایت میکند که به رفقای قاچاقچیاش خیانت کرده و از انتقام آنها میترسد. او که امیدی به بخشش و رستگاری ندارد حین فرار از دست آنها به خانهی دختر جوانی، که او نیز در این جهان تنهاست، پناه میبرد. دختر، اندروز را
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-009374
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۹۳۲۰
- تعداد صفحه
- ۲۵۶
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سعید کلاتی
مشاهدهی همهتوضیحات
مزد ترس اثر گراهام گرین ترجمهی سعید کلاتی دربارهی مزدترس: مزد ترس نوشتهشده به سال 1929 اولین رمان گراهام گرین است و ماجرای اندروز، مرد جوانی، را روایت میکند که به رفقای قاچاقچیاش خیانت کرده و از انتقام آنها میترسد. او که امیدی به بخشش و رستگاری ندارد حین فرار از دست آنها به خانهی دختر جوانی، که او نیز در این جهان تنهاست، پناه میبرد. دختر، اندروز را ترغیب میکند که علیه همدستانش در دادگاه شهادت بدهد، اما نه دختر و نه اندروز نمیدانند که خیانت هم نزد خلافکارها و هم نزد دولت مذموم است… گرین اولین قدمش در مسیر داستاننویسی را خارقالعاده برداشته است و میتوان ردپای مضامین تکرارشونده در آثار گرین را در این کتاب یافت؛ مضامینی همچون مذهب، درگیریهای فردی با بدبینی و اعتقاد دنیایی که خصمانه مقابل انسانها ایستاده است. دربارهی نویسنده: هنری گراهام گرین (زاده ی ۲ اکتبر ۱۹۰۴، درگذشته ی ۳ آوریل ۱۹۹۱) رماننویس، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و سینمایی و نویسندهی پرکار داستانهای کوتاه انگلیسی بود. او در طول عمر طولانیش در غالب معرکههای سیاسی و انقلابی گوشه و کنار جهان حاضر و ناظر بود و ماجراهای داستانهایش عمدتا در متن همین وقایع قرن بیستم میگذرد، آثاری که ابهامات انسان نوین در این دنیای ناآرام را نشان میدهد. محصول کمابیش هفتاد سال قلم زدن او ۶۴ کتاب است. برشی از رمان: زنها معمولاً خود واقعیمان را به ما نشان میدهند و ما به همین دلیل از آنها متنفریم. فکر میکنم آن مرد عاشق زنی بود که خود واقعیاش را نشانش داده بوده.

















