ناکجا و دو نمایشنامۀ دیگر
۱۵۷
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
دخترک نمایش ناکجا میگوید: «میخوام برگردم عقب، به جایی که آدمها روی زمین زندگی میکردن، اما هیچ چیزی به اسم سرزمین نبود، هیچ مرز و هیچ سرحدی. برگردم به عقب، عقبتر، به جایی که همهجا آب بود. یه اقیانوس بزرگ و نهنگها توش آزاد بودن که هرجا دلشون میخواد برن و هیچ ساحلی نباشه که خودشون رو توش بندازن. آزادِ آزاد.». این ایده که ما درون مرزهایمان به اسارت درآمد
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-537997
- تعداد صفحه
- ۱۵۷
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بیدگل
مشاهدهی همهتوضیحات
دخترک نمایش ناکجا میگوید: «میخوام برگردم عقب، به جایی که آدمها روی زمین زندگی میکردن، اما هیچ چیزی به اسم سرزمین نبود، هیچ مرز و هیچ سرحدی. برگردم به عقب، عقبتر، به جایی که همهجا آب بود. یه اقیانوس بزرگ و نهنگها توش آزاد بودن که هرجا دلشون میخواد برن و هیچ ساحلی نباشه که خودشون رو توش بندازن. آزادِ آزاد.». این ایده که ما درون مرزهایمان به اسارت درآمدهایم از بیستوچند سال پیش از نمایش بر فراز برجکها میآید و تا به نمایش ناکجا میرسد، و در تمام این مدت مدید اسارت اما هنوز همان است و آرزو همان. همان آرزوی محال که در ترانۀ نهنگان میخوانیمش: «...سرزمین کفآلود دریا/ هیچ مرزی ندارد/ هیچ حدی ندارد/ هیچ ساحل ندارد/ هیچ دیوار حائل ندارد» اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: سیاهکل به گزارش زنان تروا سفرنامۀ برزخ صدای آهسته رقصی چنین... فرشتۀ تاریخ گزارش خواب بر اساس دوشس ملفی بازگشت به خان نخست هشتمین خان فعل تماس با ما اخبار و مقالات همکاری با ما فهرست کلی کتابها



































