نعره ی گربه (ترس و لرز)
۱۴۸
صفحه
۱۳۹۶
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
نعرهی گربه از مجموعه ترس و لرز نوشتهی آر ال استاین ، نویسندهی معروف آمریکایی منتشر شده است. ال استاین ادیبات ترسناک را از سال ۱۹۸۶، با انتشار کتاب «وعده ملاقات با یک غریب» آغاز کرد. او با نوشتن کتابهای بسیاری در ژانر وحشت، چنان شهرت گرفت که او را به عنوان «استفن کینگ کتاب کودک» در دنیای ادبیات میشناسند. ال استاین میگوید: «من عاشق این هستم که خوانندهها
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-850534
- تعداد صفحه
- ۱۴۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۶
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پیدایش
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی شهره نورصالحی
مشاهدهی همهتوضیحات
نعرهی گربه از مجموعه ترس و لرز نوشتهی آر ال استاین ، نویسندهی معروف آمریکایی منتشر شده است. ال استاین ادیبات ترسناک را از سال ۱۹۸۶، با انتشار کتاب «وعده ملاقات با یک غریب» آغاز کرد. او با نوشتن کتابهای بسیاری در ژانر وحشت، چنان شهرت گرفت که او را به عنوان «استفن کینگ کتاب کودک» در دنیای ادبیات میشناسند. ال استاین میگوید: «من عاشق این هستم که خوانندههایم را به جاهای ترسناک ببرم آیا میدانید ترسناکترین مکان کجاست؟ این محل ذهن خود شماست.» او یکی از پرکارترین نویسندگان ژانر طنز و وحشت است و بیش از صدها عنوان کتاب ترسناک و خندهدار نوشته و بیش از ۳۰۰ میلیون نسخه از آثار او در سطح جهان به فروش رفته است. مجموعهی ترس و لرز از جمله معروفترین و پرفروشترین آثار اوست و به ۳۲ زبان دنیا ترجمه شده. در هر کتاب از این مجموعه، تعدادی نوجوان خودشان را در شرایطی ترسناک و در عین حال خندهدار پیدا میکنند که معمولاً هیولا یا یک چیز فراطبیعی در بهوجود آمدن این شرایط دخیل است. ال استاین این مجموعه را چنین توصیف میکند: «کتابهایی ترسناک که میخندانندتان.» مجموعهی ترس و لرز واقعا پشت خواننده را میلرزاند. داستانهای ترسناک آر ال استاین در بین نوجوانان ایرانی نیز محبوبیت زیادی دارد. نشر پیدایش ۲۵ جلد از این مجموعه را به صورت تک جلدی و همچنین به صورت پک، با ترجمه شهره نورصالحی و ناصر زاهدی منتشر کرده است. در نعرهی گربه، تو نور مهتاب دیدم كه گربه از پشت روی زمین افتاده و سرش یك وری شده. پنجههایش سیخ شده و تو هوا مانده بود. حتی از آن فاصله هم گریه را شناختم. گربهای كه اسمش ریپ بود. احتیاجی به پایین رفتن نبود. مطمئن بودم كه دوباره او را كشتهام برای بار سوم. گزیدهای از کتاب نعرهی گربه گربه آروارههایش را باز کرد و نعرهی وحشتناکی کشید. قطرههای غلیظ آب دهن، دندانهای نیشش را میپوشاند و سرازیر میشد. چشمهای زردش مثل چراغ ماشین میدرخشید. زوزه میکشید و پشتش را قوس میداد. پشم سیاهش، انگار که دچار برقگرفتگی شده باشد، بالا ایستاده بود.













































