نت های رها
۱۲۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
آپارتمانشان آخرین آپارتمان یک برج بلند است. به دیوار اتاق خواب تصویر یک منظره زده شده است. منظره دریاست. طلوع خورشید و دو پرنده ای که رو به دریا می روند. صبح دوش آب سرد. نوشیدن قهوه بی ،شکر همراه برشی کیک و مارمالاد. سوار شدن به آسانسور شیشه ای فرود از آسمان به زمین نشستن در اتومبیلی که نرم می رود و بی صدا. به همراه «او» که زیر لب ترانه می خواند. رسیدن پیاده
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- مجموعه داستان ایرانی
- شناسه کالا
- kj-096096
- تعداد صفحه
- ۱۲۸
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از کتابستان معرفت
مشاهدهی همهتوضیحات
آپارتمانشان آخرین آپارتمان یک برج بلند است. به دیوار اتاق خواب تصویر یک منظره زده شده است. منظره دریاست. طلوع خورشید و دو پرنده ای که رو به دریا می روند. صبح دوش آب سرد. نوشیدن قهوه بی ،شکر همراه برشی کیک و مارمالاد. سوار شدن به آسانسور شیشه ای فرود از آسمان به زمین نشستن در اتومبیلی که نرم می رود و بی صدا. به همراه «او» که زیر لب ترانه می خواند. رسیدن پیاده شدن و دور شدن مرد. غروب باز هنگام به او رسیدن سوار اتومبیلی که نرم می رود و بی صدا. رسیدن مقابل برجی که در بامش چراغی سرخ می سوزد. آسانسور شیشه ای نگاه به آینه ای که تصویرشان را کدرتر از صبح نشان میدهد. رسیدن به آپارتمان نشستن پشت میز آشپزخانه شام حاضر است. شام سرد گرم می شود. نگاه به پوستری که در ریا را نشان میدهد و پرنده هایی که مسافر خورشیدند. “چرا نمی رسیم؟” “می رسیم.”

















