پیمان خونی
«خیلی عجیب است که بیشتر اوقات چهرهها و نامها یادم نیست، ولی جزئیات تنها را به یاد میآورم. با این حال، گاهی هم اسمی به خاطرم میرسد، ولی نمیدانم مال کدام تن است. این زنها الان کجایند؟ مامانبزرگ صدایشان میکنند؟ مامانبزرگِ خالی، یا کسی هم هست که هنوز به اسم صدایشان کند؟ پیری یکجور بینامی به آدم میدهد.» (از داستان «پیمان خونی») ما گوشهی دنجی از قاره
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-487055
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از ماهی
مشاهدهی همهتوضیحات
«خیلی عجیب است که بیشتر اوقات چهرهها و نامها یادم نیست، ولی جزئیات تنها را به یاد میآورم. با این حال، گاهی هم اسمی به خاطرم میرسد، ولی نمیدانم مال کدام تن است. این زنها الان کجایند؟ مامانبزرگ صدایشان میکنند؟ مامانبزرگِ خالی، یا کسی هم هست که هنوز به اسم صدایشان کند؟ پیری یکجور بینامی به آدم میدهد.» (از داستان «پیمان خونی») ما گوشهی دنجی از قارهی امریکاییم که در آن نه نفت پیدا میشود، نه سرخپوست، نه مادهی معدنی، نه آتشفشان و نه حتی ارتشی که کودتا کند. ما کشور کوچک داستان کوتاهیم. (ماریو بندتی)


































