پیر مقدس
۱۸۳
صفحه
۱۳۹۸
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب پیر مقدس ، نوشتهی کنراد فردیناند مایر و ترجمهی محمود حدادی است. این کتاب داستان زندگی «توماس بکت» وزیر مدبر و محبوب «هانری دوم»، فرمانروای بریتانیا و فرانسه را روایت میکند. فردیناند مایر از نخبگان ادبیات آلمان در قرن نوزدهم، شیفتهی نقاشی بود. شکست در این حوزه او را به وادی ادبیات و فلسفه کشاند. آسودگی خاطری که نتیجهی پرورده شدن در خانوادهای ثروتم
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-436271
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۲۴۴۱
- تعداد صفحه
- ۱۸۳
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۸
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمود حدادی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب پیر مقدس ، نوشتهی کنراد فردیناند مایر و ترجمهی محمود حدادی است. این کتاب داستان زندگی «توماس بکت» وزیر مدبر و محبوب «هانری دوم»، فرمانروای بریتانیا و فرانسه را روایت میکند. فردیناند مایر از نخبگان ادبیات آلمان در قرن نوزدهم، شیفتهی نقاشی بود. شکست در این حوزه او را به وادی ادبیات و فلسفه کشاند. آسودگی خاطری که نتیجهی پرورده شدن در خانوادهای ثروتمند بود، باعث شد در کنجی زیبا و آرام به ترجمه و شعر بپردازد و به یکی از طلایهداران شعر فلسفی و نکتهبین بدل شود. او با شروع دههی چهارم عمر، رماننویسی تاریخی را شروع کرد. مایر در آثارش ـ آخرین روزهای هوتن و گئورگ یانیچ ـ به توصیف زندگی شخصیتهای مهم و تأثیرگذاری پرداخته است که تفکرات ماکیاولیستی دارند. نویسنده، رمان «پیر مقدس» را در پیرانهسر نوشت. وزیری دانا که پادشاه انگلیس و فرانسه بدون مشورت با او گام برنمیدارد، تبارش از سوی مادر به مشرقزمین میرسد، خون بیگانه در رگهایش جریان دارد و در مدارس اندلس آموزش دیده است. هانری دوم، بکت را به عنوان اسقف اعظم بریتانیا انتخاب کرد تا در مقابل زیادهخواهیهای پاپ بایستد. اما اسقف محبوب که ملت مفلوک و بدبخت را برگزید، به پادشاه گفت: «پاهای من خستهاند. من شعلهای هستم که دارد فرو مینشیند. با این حال به نظرم میآید زندگی میارزد چنانچه در این عصر نفرت و نفاق کشوری بسازیم که در آن خدا و انسان تف نمیاندازند و سیلی نمیزنند. سایهی انتقامی غیر از انتقام من بالای سر تو میچرخد.» او در راه تأمین حقوق شهروندان زجردیده به دست عمال حکومت به قتل رسید.






















































