کتاب زندگی چیزی کم دارد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
مظفری ساوجی زبان ساده ای دارد. زبانی سهل ممتنع که اگرچه ظاهرا ساده به نظر می رسد اما عمیق است و حاصل تأمّلات و تألمات اندیشه و عاطفه خیال انگیزی است که ذهن و زبان سیال و خلاق او برایش به ارمغان آورده است.از این لحاظ شعر برای شاعر تفنن نیست که مثلا بخواهد با آن خود و مخاطبش را سرگرم کند. گلدانی نیست که فقط برای زیبایی از گل های مصنوعی پر شده باشد و آن را در گوشه ای از اتاق پذیرایی گذاشته باشند.شاعر خوش تر دارد که رنگ و بوهای طبیعی را به ما نشان دهد. به همین دلیل از گلی حرف می زند که شبی سنگین و لاجرم غمگین، رنگ و بوی آن را در خود فرو برده است
«سه گفت وگو»، «آینه های رنگ پریده»، «رنگ ها و سایه ها»، «سایه ام را بر دیوار جا گذاشته ام»، «شب به شیشه می زند»، «بیمارستان» و «از میان غزل ها» از بخش ها و عناوینی چون «مردگان»، «خوشبختی»، «درمانده»، «و هیچ کسی نیست»، «از زندگی»، «میراث»، «وصیت»، «زندگی»، «درمانده ها»، «شمعی در باد»، «معجزه!»، «گل یخ»، «انسان»، «غم و شادی»، «روزی گل و سنگ»، «معجزه»، «پوسیدگی» و « در خانه» از جمله اشعار این کتاب به شمار می آیند.











