کتاب واژگونه خوانی استبداد ایرانی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
تاریخ انتقادی تاریخ اکنون است؛ اکنونی بودن نه از این حیث که از گذشته بریده باشد؛ از این حیث که اکنون تباری دارد؛ اکنون در نسبت با تاریخ خودش، در ضربآهنگهای زمانیاش که آغازین لحظات تولدش را نوید میدادند معنا دارد؛ لحظاتی که به یاد نمیآیند اما تاریخ انتقادی آنها را به یاد خواهد آورد و اصوات کرکنندهی اکنون را معنا میکند.
به جای فهم ایران ذیل فهم استبداد، اگر خودِ استبداد به مثابهی برساختهای تاریخی و گفتمانی را تبارشناسی کنیم به چه خوانشی از تاریخ خواهیم رسید؟ چگونه ایدهی “ایران استبدادی” به میانجی وبا و قحطی به ایدهی فراگیرِ اکنونِ ما تبدیل شد؟











