کتاب کویر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
بذار و برو دو سال واست چجوری گذشت؟ می تونی بیشترشو تصور کنی؟ می تونی دنیای بعد جاوید و واسه صهبا تصور کنی؟ نمی تونی داداشم.
پوزخند می زند. نمی تونی دلم می خواد واس خاطر خودشم همو ببینید و به دو تا چک بزنه شاید آروم شه ولی نمیشه گفتم بعد دیدنت که آروم میشه بهم از تو می گه ولی صهبا با دیدن تو دیگه… می تونی تصور کنی آدمایی منه صهبا وقتی عاشق میشن چجوری دل میکنن؟؟ نمی تونی منم نمی تونم من و تو واسمون این قصه ساده ست مثه خود می کندن و از دست دادنو حفظیم دیگه مگه نه؟ به روز میخوایم و به روز دیگه نمیخوایم اصلاچرا تصور کردی صهبا الان تنهاست و هیچکی…
خشمگین زمزمه می کنم صهبا ازدواج کنه و حلقه دست نداشته باشه؟
باز هم پوزخند چنتا منه صهبا رو بیارم که شوهر دارن و حلقه ندارن؟
زبانم تلخ میشود و دلم باور ندارد
فرهاد؟
چرا فک می کنی تو این دو سال نمیشه ازدواج کرده باشه؟ نه اون خری که اومد و رفتو بمب ترکوند نه یکی دیگه یکی از جنس خودش که بهش حق داده که دل زنش حلقه نخواد





