کتاب سیل یاری
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
نور چراغها زودتر راه ساحل را به ما نشان میدهند. میزنیم به دریای آب روی گندمزار همیشه فکر میکردم گندم و کشت از بیآبی از بین میرود. ولی حالا گندمها زیر دریایی از آب دفن شدهاند. چه رؤیای مهیبی که روی گندمزاری قایق برانی و آب موج برداشته بیغمی را ببینی که دل صاحبان گندم را خون کرده است. آبی که بیشتر مایه عذاب است تا حیات آبی که میپوساند و خشک میکند میپوشاند و مضحمل میکند. امشب مرد چه رؤیا میبیند؟ روز برداشت است. داسها آمدهاند از ساقه ببرند تا برکت بسازند و کشاورزها گندمها را راضی و خوشحال به سیلوها ببرند. از کناره مسیل کرخه آب میآید. میآید تا داس را بیرون کند گندم برشته را به قربانگاه ببرد و از غلاف تهی کند. آب بالا میآید. گندمها سر جای خود خفه میشوند مرد عرب از خواب برمیخیزد. لیوانی آب سرمیکشد. لیوان خالی را میاندازد روی رف. در هال را آرام باز میکند روی سکو مینشیند. رؤیایش را مرور میکند. آرزو میکند کاش رؤیا میبود.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از میثم امیری
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر سوره مهر
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.