کتاب میخواهم بمیرم ولی هوس دوکبوکی کردهام
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب: زن جوان و موفقی به نام یک سه هی در طول زندگی بی هیچ دلیل روشنی بارها با علائم افسردگی دست و پنجه نرم میکند وضعیت سردرگم کننده ای که در آن با وجود اینکه دلش می خواهد بمیرد ولی هوس دوکیوکی هم می کند و سرانجام برای پایان دادن به این کابوس از روان پزشک کمک می گیرد. کتاب حاضر گفت وگوهای میان یک سه هی و روان پزشکش در جلسات مشاوره یادداشت های نویسنده درباره سوژههای مورد بحث در هر جلسه و پینوشتی درباره زندگی بعد از دوره درمانی او را در بر میگیرد. در بخشی از کتاب می خوانیم به امثال خودم فکر میکنم که از بیرون خیلی سرحال به نظر میرسند ولی از درون دارند. می پوسند. اصلاً افسردگی چیزی هست که بشود کاملاً درکش کرد. امیدوارم مردم این کتاب را بخوانند و پیش خودشان فکر کنند من تنها کسی نیستم که چنین حسی دارد یا حالا می فهمم دیگران با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند.






