کتاب موزه عشق مدرن
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
قسمتی از متن کتاب:
هر کس میتوانست دو دقیقه تا دو ساعت بنشیند. یا کلِ روز. مارکو توقع نداشت مردم این کار را بکنند. و هیچ یک از خانوادهي مارینا هم چنین توقعی نداشتند. چهرههاي افرادي که مینشستند حالتهاي بسیار زیادي به خود میگرفتند. او به دنبال هیجان بود. به دنبال لحظهاي بود که فردِ مقابل مارینا کاملا دستخوش آن نگاه نامفهوم شده بود. او احساس میکرد انگار درونِ دنیایی از حقیقتِ محض قرار دارد. چه کسی تصور میکرد چنین چهرههایی آنجا باشند؟ او از معماري، تاریخ و موسیقیدانها عکاسی کرده بود. حالا او هر روز به چهرهي انسانی که غرقِ در کنجکاوي بود نگاه میکرد و شکافِ تاریخ را در قلب یک انسان میدید. هر کس به شکلِ مغلوب، نجاتیافته، پیراسته، متاثر و واضحِ خودش بود.
او این چیزِ زودگذر را ثبت میکرد، مصاحبتِ بین هنرمند و تماشاچیاش. صندلیِ مقابلِ او یک دعوت بود.
اگه میخواي بیا بشین.











