کتاب برخاسته از خاک سیاه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
راستش وقتی دیدم تخم ها آن طور در لانه جا خوش کرده اند یاد خودم و برادرهایم و خانه مان در ساسکاچوان افتادم به این فکر کردم که سینه سرخ مادر چقدر آن تخم ها را دوست داشت و چقدر خوب به همراه خانواده برایان از آنها مراقبت میکرد و حسودی ام شد. تخم ها مادر داشتند و من و برادرهایم دیگر مادر نداشتیم به همین خاطر برشان داشتم فکر کردم اگر تخم ها مال من باشد همان عشقی که آنها داشتند به من هم میرسید و به این معنی بود که مهر مادری دوباره یک جورهایی نصیبم میشد.





