کتاب میهمانی شام
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
آلبر: شما ام. تنهایین؟
کلود: تنها؟ بله.
آلبر: گفتم شاید همسرتون هم
کلود: نه نه من متاهل نیستم
آلبر: اشاره می کند .اخه هنوز حلقه ازدواج دستونه
کلود: نه این در میاد حلقه را از انگشتش بیرون می آورد. بستگی به این داره که بخوام بگم در دسترس هستم یا نه انگشتر را چند بار در انگشتش پایین و بالا میکند وقتی بقیه مهمونا رو ببینی، تصمیم می گیری آلبر:خیلی منطقیه
کلود: اگه زیاد برید تو این مهمونی های شام متوجه می شید که حلقه ازدواج همه مدام از دستشون در میاد دوباره برمی گرده سرجاش شما که حلقه دستتون نیست. پس فکر کنم مجردین
آلبر: بله مجردم
کلود: هیچ وقت ازدواج نکردین؟
آلبر: چرا، دو بار هر دوبارم با یه نفر.

















