کتاب آسمان هم رودخانه دارد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
قطره آب سرگردانی میان سه شخصیت رمان در سه زمان و مکان مختلف پیوندی نادیدنی ایجاد می کند قطره ای که روزی میان موهای آشور با نیپال می چکد، سپس بخار می شود و قرن ها بعد به شکل دانه برفی بر می گردد و در دهان آرتور نوزادی تازه متولد شده در کنار رود تیمز می نشیند. کودک اولین مزه ای که می چشد، طعم تلخ و سرد تاریخ است تارین شخصیت دیگری است از سرزمین میان رودان که می خواهند او را با آب رود دجله غسل تعمید دهند، آب را به صورتش می پاشند او قطره درون آب را مزه مزه می کند و گویی مصیبت نیاکانش را با تمام وجود درک می کند و زلیخا، دختر امروزی انگلیسی با تباری شرقی است؛ دانشمند آبشناسی که روی نظریه حافظه یگانه آب تحقیق می کند. آن دانه برف روزگاری قطره ای باران بود در سرزمینی دور از کاخی مجلل گذشته بود که کتابخانه ای شکوهمند داشت باغ های چشم نواز، چشمه های خروشان و قساوت هایی وحشتناک را دیده بود آن قطره خاطرات زندگی های پیشینش را در دل نگه میدارد. سایه پادشاهی آشوری بر آن سنگینی می کند؛ مثل اثر انگشتی که به چشم نمی آید.»















