کتاب اولکر آبلا
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
«شنیده اید می گویند توی خواب می دانستم دارم خواب می بینم، اما من توی کابوسم و می دانم که این زندگی من است.»
اولکر زنی است منحصر به فرد و بسیار آشنا. زنی که از شوهرش خشونت دیده، اما در نبود گریزگاهی برای نجات، سال ها این آزار را تحمل کرده است. اما درنهایت شبی از خانه بیرون می زند و دست آخر از بی پناهی به بیمارستانی پناه می برد. او برای جاگیرشدن، شغلی هم در آنجا برای خودش دست و پا میکند: می شود همراه بیماران تنها و بی کس.
اولکر باور دارد آن که می گرید یک درد دارد و آن که می خندد هزار درد، او از شوخ طبعی اش به عنوان مکانیسم دفاعی برای دوام آوردن کمک می گیرد.
«مسئله ی رمان سرای شاهینر فقط خشونت علیه زنان نیست. گرفتن نبض یک جامعه ی بیمار است. داستان اولکر داستان ترکیه است. نویسنده با گرفتن آینه ای در برابر خانه، خانواده و جامعه نشان می دهد که انسان سالم جامعه ای بیمار بودن بسیار سخت است.»
فریدون آنداچ- منتقد و روزنامه نگار












