پشت برج

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

پشت برج نوشته‌ی غلامرضا رضایی آنچه در «پشت برج» انتظار شما را می‌کشد: زن خیابان چهارباغ. اسم داستان همین است. قبلاً هم همین بود. می‌توانست کاروان‌سرای جهان هم باشد یا خیلی سانتی‌مانتال‌تر زن چشم‌خرمایی. البته زن چشم‌هایش خرمایی نبود. چیزی مابین قهوه‌ای بود و سیاه. شاید هم این‌جور به نظرم می‌آمد. داستان را خیلی‌وقت پیش نوشته بودم. هفده‌هجده‌سالی پیش‌تر. بعدها

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-982488

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب ان حیوان

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب توئیت

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب دوست مرحوم من

ترجمه‌ی شهریار وقفی پور

نیماژ

۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان پرداز زندگی
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نامه های عاشقانه جویس به همسرش
۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب باواریا

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی ادبیات
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تونل

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دنیا چشم از ما بر نمی دارد
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لاشه شناور
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لب خوانی چشم هایت
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لندن شهر چیزهای قرمز
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماراتن در بالکن
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مکافات

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین خاکستری
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نویسنده پشت پرده
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نیازمندی ها
۲۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

پشت برج نوشته‌ی غلامرضا رضایی آنچه در «پشت برج» انتظار شما را می‌کشد: زن خیابان چهارباغ. اسم داستان همین است. قبلاً هم همین بود. می‌توانست کاروان‌سرای جهان هم باشد یا خیلی سانتی‌مانتال‌تر زن چشم‌خرمایی. البته زن چشم‌هایش خرمایی نبود. چیزی مابین قهوه‌ای بود و سیاه. شاید هم این‌جور به نظرم می‌آمد. داستان را خیلی‌وقت پیش نوشته بودم. هفده‌هجده‌سالی پیش‌تر. بعدها هر‌چی گشتم دنبالش جز چند صفحه‌ای چیزی ازش پیدا نکردم. شاید توی اثاث‌کشی و جابه‌جایی‌ها، جایی گم‌وگور شده بود. چند باری هم آمدم بنویسمش پا نمی‌داد. دوسه‌صفحه‌ای می‌نوشتم و بعد از جای دیگری سر در می‌آوردم. روایت الان هرچند با نوشته‌ی آن موقع زیاد فرقی نمی‌کند، بااین‌حال وقتی قرار است خاطره‌ای داستانی شود چیزهایی کم‌و‌زیاد یا عوض می‌شوند و جزئیاتی بهش اضافه می‌شود. تنها خوبی‌اش شاید این باشد که زن هنوز همان‌جور مانده. مثل همین حالا که دارم می‌بینمش. لابه‌لای جمعیت توی خیابان چهارباغ. با همان چادر گلدار و دمپایی‌های آبی لاستیکی‌اش… درباره‌ی نویسنده: غلامرضا رضایی (زاده اول اردیبهشت ۱۳۴۱ ه.ش مسجدسلیمان خوزستان) پدرش از علاقه مندان به شاهنامه و قصه های عامیانه بود و شغل آزاد داشت. رضایی فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی می باشد و به مدت ۲۰ سال در دانشگاه‌های آزاد و علمی کاربردی اهواز تدریس می‌کند وی مدت شش سال ساکن اصفهان بود که در همان زمان ضمن ارتباط با احمد میرعلایی به هوشنگ گلشیری معرفی شد و خود را از شاگردان وی می‌داند.رضایی متاهل و صاحب دو فرزند است. وی ازسال ۱۳۶۷ به داستان‌نویسی روی آورد. مصاحبه‌ها، نقدها وداستان‌هایش در مجلات و روزنامه‌های معتبر، از جمله کارنامه، عصر پنجشنبه ، کرگدن، زنده رود ،همشهری داستان ، کتاب هفته ، بهین نامه ، آرمان، شرق و اعتماد منتشر شده است. در آثار غلامرضا رضایی آمیختگی عناصر رئال و سورئال به چشم می خورد. او به ادبیات روز داستانی جهان و ایران آشنایی دارد و با احاطه بر ادبیات کهن فارسی، دارای نثری سالم و پخته است. از دیگر ویژگی‌های او توجه به زبان، فرم و شکست زمان می‌باشد. در نوشته‌هایش بینامتنیتی به آثار کهن، متون مقدس، اساطیر، بوم، فرهنگ فولکلور وعامه وجود دارد و نوشته‌هایش به‌شکلی مدرن ارائه گردیده است. درون مایه داستان‌هایش عشق، تنهایی، جنگ، مرگ و دغدغه‌های انسانی می‌باشند.

۲۰۰٬۰۰۰تومان