پرش به محتوای صفحه

پشت برج

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۱۰۰

صفحه

۱۴۰۳

سال چاپ

رقعی

قطع

پشت برج نوشته‌ی غلامرضا رضایی آنچه در «پشت برج» انتظار شما را می‌کشد: زن خیابان چهارباغ. اسم داستان همین است. قبلاً هم همین بود. می‌توانست کاروان‌سرای جهان هم باشد یا خیلی سانتی‌مانتال‌تر زن چشم‌خرمایی. البته زن چشم‌هایش خرمایی نبود. چیزی مابین قهوه‌ای بود و سیاه. شاید هم این‌جور به نظرم می‌آمد. داستان را خیلی‌وقت پیش نوشته بودم. هفده‌هجده‌سالی پیش‌تر. بعدها

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
مجموعه داستان ایرانی
شناسه کالا
kj-982488
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۶۷۸۳۱۶
تعداد صفحه
۱۰۰
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از غلامرضا رضایی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه

توضیحات

پشت برج نوشته‌ی غلامرضا رضایی آنچه در «پشت برج» انتظار شما را می‌کشد: زن خیابان چهارباغ. اسم داستان همین است. قبلاً هم همین بود. می‌توانست کاروان‌سرای جهان هم باشد یا خیلی سانتی‌مانتال‌تر زن چشم‌خرمایی. البته زن چشم‌هایش خرمایی نبود. چیزی مابین قهوه‌ای بود و سیاه. شاید هم این‌جور به نظرم می‌آمد. داستان را خیلی‌وقت پیش نوشته بودم. هفده‌هجده‌سالی پیش‌تر. بعدها هر‌چی گشتم دنبالش جز چند صفحه‌ای چیزی ازش پیدا نکردم. شاید توی اثاث‌کشی و جابه‌جایی‌ها، جایی گم‌وگور شده بود. چند باری هم آمدم بنویسمش پا نمی‌داد. دوسه‌صفحه‌ای می‌نوشتم و بعد از جای دیگری سر در می‌آوردم. روایت الان هرچند با نوشته‌ی آن موقع زیاد فرقی نمی‌کند، بااین‌حال وقتی قرار است خاطره‌ای داستانی شود چیزهایی کم‌و‌زیاد یا عوض می‌شوند و جزئیاتی بهش اضافه می‌شود. تنها خوبی‌اش شاید این باشد که زن هنوز همان‌جور مانده. مثل همین حالا که دارم می‌بینمش. لابه‌لای جمعیت توی خیابان چهارباغ. با همان چادر گلدار و دمپایی‌های آبی لاستیکی‌اش… درباره‌ی نویسنده: غلامرضا رضایی (زاده اول اردیبهشت ۱۳۴۱ ه.ش مسجدسلیمان خوزستان) پدرش از علاقه مندان به شاهنامه و قصه های عامیانه بود و شغل آزاد داشت. رضایی فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی می باشد و به مدت ۲۰ سال در دانشگاه‌های آزاد و علمی کاربردی اهواز تدریس می‌کند وی مدت شش سال ساکن اصفهان بود که در همان زمان ضمن ارتباط با احمد میرعلایی به هوشنگ گلشیری معرفی شد و خود را از شاگردان وی می‌داند.رضایی متاهل و صاحب دو فرزند است. وی ازسال ۱۳۶۷ به داستان‌نویسی روی آورد. مصاحبه‌ها، نقدها وداستان‌هایش در مجلات و روزنامه‌های معتبر، از جمله کارنامه، عصر پنجشنبه ، کرگدن، زنده رود ،همشهری داستان ، کتاب هفته ، بهین نامه ، آرمان، شرق و اعتماد منتشر شده است. در آثار غلامرضا رضایی آمیختگی عناصر رئال و سورئال به چشم می خورد. او به ادبیات روز داستانی جهان و ایران آشنایی دارد و با احاطه بر ادبیات کهن فارسی، دارای نثری سالم و پخته است. از دیگر ویژگی‌های او توجه به زبان، فرم و شکست زمان می‌باشد. در نوشته‌هایش بینامتنیتی به آثار کهن، متون مقدس، اساطیر، بوم، فرهنگ فولکلور وعامه وجود دارد و نوشته‌هایش به‌شکلی مدرن ارائه گردیده است. درون مایه داستان‌هایش عشق، تنهایی، جنگ، مرگ و دغدغه‌های انسانی می‌باشند.

۲۰۰٬۰۰۰تومان