پرش به محتوای صفحه

رومی (جلال الدین محمد)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۵۷۸

صفحه

۱۴۰۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از کتاب “رومی” نوشته بهمن شکوهی رومی نوشته بهمن شکوهی بخش اوّل: کودک شگفت‌انگیز بلخ قرن سیزدهم عصر شوربختی که مردم از روزگار دور از رسیدن آن هراس داشتند تازه فرا رسیده بود. شیطان که خمیره‌اش از آتش بود، به زمین آمده بود تا در منجلاب زندگی انسان‌ها بگردد و شواهدی بیابد تا ثابت کند انسان در ذات خود پست و خونریز و بی‌شرف است، هم‌زمان با شیطان روحی اثیر

۱٬۱۷۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-099570
تعداد صفحه
۵۷۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از کتاب “رومی” نوشته بهمن شکوهی رومی نوشته بهمن شکوهی بخش اوّل: کودک شگفت‌انگیز بلخ قرن سیزدهم عصر شوربختی که مردم از روزگار دور از رسیدن آن هراس داشتند تازه فرا رسیده بود. شیطان که خمیره‌اش از آتش بود، به زمین آمده بود تا در منجلاب زندگی انسان‌ها بگردد و شواهدی بیابد تا ثابت کند انسان در ذات خود پست و خونریز و بی‌شرف است، هم‌زمان با شیطان روحی اثیری که از زمان هبوط در ابدیتی بدون مرگ بر زمین پرسه می‌زد در پی موجودی از جنس خود می‌گشت تا تنهایی هولناکش را پر کند، برخلاف نقش دشمنانه روح اثیری و شیطان، هر دو بازیگر یک نمایش بودند که در آن یکی انسان را به سوی پلیدی و تباهی رهنمون می‌شد و دیگری به نور و سلامت و زیبایی دلالت می‌کرد. زمین هیچگاههیچ‌گاه از این دو رقیب خالی نمی‌شد، روح اثیری همه جا بود و شیطان هم خستگی‌ناپذیر به دل‌فریبی خود مشغول بود. قرن سیزدهم قرن بازیگری شیطان آزرده بود، تا ثابت کند خدا در آفرینش انسان اشتباه کرده و از او جز فساد و تباهی بر نمی‌آید. شیطان تمام توانش را در این راه به کار بسته بود امّا کسی نمی‌دانست کجا و چه زمانی سرنوشت روی زشت خود را به انسان‌ها نشان می‌دهد، نه حکیمی می‌دانست و نه پیشگویی خبر داشت. گویی سرنوشت با زمین وعده کرده بود تا آن را از آتش و خون و جنگ و تباهی پر کند. عصر تاریک یخبندان‌های چهارم در سرزمین‌های شمالی آغاز می‌شد، جنگل‌ها را به کوهی از یخ بدل می‌کرد و مردمان نگون‌بخت را به جنوب می‌راند، در جنوب موج دیگری از جنگ‌های صلیبی بین شاهزادگان کشورهای اروپایی برمی‌خاست تا با فتح دوبارۀ اورشلیم آن را برای ظهور مجدد مسیح تزیین کنند. در شرق و آسیای میانه، چنگیز خان با نبوغ اعجاب‌آور خود قبایل صحرانشین مغولستان را متحّد کرده، لقب خان بزرگ گرفته بود و می‌رفت تا بزرگ‌ترین امپراتوری جنگ و خون را در روی زمین بگستراند. قلمروی از سلطه که بعد از چنگیز هرگز نمونه دیگر آن در کره خاکی تکرار نمی‌شد. چنگیز خان که دست در گنجینه‌های چین کرده بود تمایل به غرب و ایران نداشت، او از تصرف چین چنان ثروتی نصیبش شده بود که تصمیم گرفت با هندو ایران وارد تجارت شود. چنگیز خان که از چین و جاده ابریشم آن تجارت را آموخته و تصمیم گرفته بود بدون آنکه هند و پارس را تصرف کند با تجارت، خزائن آنها را به کف آورد و هنوز تصرف چین تمام نشده بود که نامه‌ای به علاءالدین محمد خوارزمشاه پادشاه ایران نوشت و او را به مناسبات تجاری فراخواند. در شمال غرب آسیای میانه، حکومت ایرانی خوارزمشاهیان برخاسته از عشایر ترکمن باج به خلیفه عباسی عرب در بغداد نمی‌داد. قلمرو خوارزمشاهیان از قلب کوه‌های صعب‌العبور چین در شرق گرفته تا آخرین شهرشان در مراغه امتداد داشت. خوارزمشاهیان در شمال دریای طبرستان را تحت کنترل داشتند و در جنوب تا شیراز و بوشهر زیر گوش خلیفۀ عرب گزمه و قشون جابه‌جا می‌کردند. آن روز علاءالدین محمد که تازه از شکار به قصر بازگشته بود با دقت مراقب بود تا عقاب‌های درنده‌ای را که چنگیزخان به هدیه برای او فرستاده بود و او از آنها برای شکار گرگ و روباه استفاده می‌کرد آرام کند. سلطان علاءالدین با دقت و ظرافت نقاب‌های چرمی عقاب‌ها را بر چشمانشان کشید و در برابر هر یک گوشت گرگ شکار شده‌ای انداخت تا طعم گوشت گرگ در ذهن عقاب‌های درنده ثبت شود. علاءالدین با وجودی که چندی پیش از سفیر خود کمال‌الدین رازی در چین خبرهای دلهره‌آوری از حمله تاتارها به چین دریافت کرده بود با بیم و تردید نامه چنگیز خان را که با لخته‌ای خون مهر و موم شده بود گشود، مهر خود را که توسط سفیرش ثبت شده بود شناخت و دریافت پایتخت شرقی چین به دست چنگیز خان افتاده است. چنگیز خان بدون سلام و هیچ سخن افزونی فقط نوشته بود: “من چنگیزخان فرمانروای سرزمین شرق که آفتاب در آن طلوع می‌کند به حاکم مناطق مغرب که آفتاب در آن غروب می‌کند می‌نویسم تا بیایید بین خود تجارتی بنا کنیم. من شما را همسان پسرانم می‌دانم. ” علاءالدین در نامه چنگیز نه توجهی به پیشنهاد تجارت کرد و نه از بی‌میلی چنگیز به حمله به ایران آسوده گشت بلکه فقط از اینکه در نامه چنگیز خان خود را فرمانروای سرزمین شرق و او را حاکم مناطق غربی و پسر خود خوانده بود برآشفت، او قلمرو خود را منطقه نمی‌دانست و خود را اسکندر ثانی می‌نامید، برای همین چندی بعد امیر محلی شهر اترار از طرف سلطان علاء‌الدین دومین کاروان تجاری چنگیزخان را جلب و تصرف کرد، چنگیز خان از این کار امیر محلی علاءالدین برآشفت امّا کاری نکرد و سومین قافله تجاری خود را به سرکردگی دو مسیحی و یک مسلمان به ایران فرستاد. امّا این بار امیر محلی شهر اترار کاروان را تصاحب کرد. بار آن را برای ترکان خاتون مادر شاه فرستاد، سرکرده کاروان چنگیزخان را گردن زد و سر آنها را برای

۱٬۱۷۵٬۰۰۰تومان