سفرنامۀ کلودیوس جیمز ریچ
۲۹۶
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
وزیری
قطع
کتاب سفرنامۀ کلودیوس جیمز ریچ (از نینوا تا تخت جمشید) نوشتۀ کلودیوس جیمز ریچ با ترجمه و تعلیق فرامرز آقابیگی گزیده ای از متن کتاب اقامت در کردستان فصل اول [1] عزیمت از سلیمانیه؛ توصیف منطقه؛ روستای دَرگَزین؛ عمرآقا؛ پسرش؛ گردنۀ دربند؛ ترک کردستان؛ اخبار سلیمانیه؛ ناامیدی عمرآقا؛ دشت زیبا؛ دهکدهها؛ تپۀ دستساز؛ رودخانۀ گابروس یا زاب کوچک؛ آلتونکوپری؛ خیمهگ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-638718
- شابک
- ۱۴۰۲۱۰۱۳۰۱
- تعداد صفحه
- ۲۹۶
- قطع
- وزیری
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب سفرنامۀ کلودیوس جیمز ریچ (از نینوا تا تخت جمشید) نوشتۀ کلودیوس جیمز ریچ با ترجمه و تعلیق فرامرز آقابیگی گزیده ای از متن کتاب اقامت در کردستان فصل اول [1] عزیمت از سلیمانیه؛ توصیف منطقه؛ روستای دَرگَزین؛ عمرآقا؛ پسرش؛ گردنۀ دربند؛ ترک کردستان؛ اخبار سلیمانیه؛ ناامیدی عمرآقا؛ دشت زیبا؛ دهکدهها؛ تپۀ دستساز؛ رودخانۀ گابروس یا زاب کوچک؛ آلتونکوپری؛ خیمهگاه فارسآقا؛ مهماننواز نبودن؛ مشاهدۀ اربیل برای اولینبار؛ توصیف شهر؛ دشت اربیل؛ گوگَمل؛ کوه مقلوب؛ روستای کَلکِ ایزدی؛ رودخانۀ زاب یا لیکوس [2] ؛ نمای شهر؛ رود خازر یا بومادوس؛ حاجی جرجیسآقا؛ شهر کَرملیس؛ ویرانههای نینوا؛ ورود به موصل. 21 اکتبر ما با غم و اندوه بسیار با بسیاری از دوستان خداحافظی کردیم [3] و حدود ساعت شش و نیم صبح سوار بر اسبهایمان، از باغ دوست عزیز و مهربان خود پاشا [4] خارج شدیم و از حومۀ ناهموار دشت سلیمانیه، از کنار روستای بزرگ آقبولاغ [5] گذشتیم که در طرف چپ ما قرار میگرفت. کل دشت در این قسمت نسبت به ضلع غربی آن مرتفعتر است و بیش از نیمی از مسیر به سمت تپههای مقابل، شیب پیدا میکرد. حدود یک مایل و نیمی سلیمانیه [6] ، به رودخانۀ تانجَرو [7] یا سرچنار [8] رسیدیم که در راه بغداد از آن عبور کرده بودیم، ولی اکنون فقط نهری از آن باقی بود، بااینحال، بستر آن کمتر از صد یارد [9] نیست. در سمت راست آن روستای الیاسه [10] قرار داشت. پس از گذشتن از روستای بزرگ باوینمرده یا پدرمُرده [11] ، ساعت نه و بیست و پنج دقیقه به روستای کیلهسپی یا تَپَهرَش [12] رسیدیم که کمی پایینتر از تپهای قرار داشت که در آمدنمان از بغداد به سلیمانیه، بر آن اردو زده بودیم. ما برای گذراندن روز، به رغم شرایط نامناسب روستا، در آنجا توقف کردیم. دهقانان همگی مشغول برداشت محصول پنبه بودند که چشمانداز زیبایی را پدید آورده بود. زمینهای این منطقه با نهر کوچکی سیراب میشود که به طرف جنوب و متمایل به شرق جریان دارد و به رودخانۀ تانجَرو میریزد. [کوه] گودرون [13] در این نقطه، درست روبهروی ما، دیواری از صخره را تشکیل میداد و به سمت شمالغربی و جنوبشرقی متمایل میشد. سلسلهتپههای غربی حدود یک یا یک و نیم مایل دورتر دیده میشد که به ستیغ یا خطی سنگی محدود میشد که با امتداد تپهها به سمت جنوب، ارتفاعش اوج میگرفت. صخرهها نیز در کنارههای تپهها با درزهای ترکخورده نمایان بودند و این تپهها میرفتند که فرو بریزند. در سمت شمال، در فاصلۀ دو یا سهمایلی، از این تپهها زنجیرۀ کمارتفاعی جدا میشود که به گودرون میپیوندد و به نظر میرسد در آن جهت درۀ سلیمانیه را نزدیک میکند. روی این زنجیرۀ کمارتفاع، کوه و بقایای کَلَوانان [14] قرار دارد. کمی دورتر، در پشت گودرون، صخرههای عظیم و برهنۀ کورکور [15] ظاهر میشوند. درجۀ حرارت: دو بعدازظهر، 85 درجه؛ ساعت ده شب، 59 درجه. [16] [1] . در متن اصلی سفرنامه، فصلها با شمارۀ دوازده شروع میشود و تا فصل نوزده ادامه مییابد (8 فصل)، اما در اینجا برای اینکه سفرنامه شکلی مجزا و جداگانه به خود بگیرد، با فصل اول شروع شده است. [آ] [2] . لیکوس (Lycus): این رود را با زهاب سفلی تطبیق میکند و بعضی آن را زهاب [زاب] کوچک نامیدهاند (پیرنیا،1391: ج2/1140)؛ برای اطلاع از مسیر سرچشمۀ رودخانۀ زاب از ایران به عراق، ر.ک: کُردها، ترک ها، عربها ، سیسیل جی. ادموندز، ص26. [آ] [3] . بخشی از شرح ماجرای سفر ریچ در جلد اول سفرنامهاش کامل آمده است؛ برای اینکه خوانندگان در جریان مسیر و دلیل سفر ریچ قرار بگیرند، جمعبندی ادموندز میتواند نقشۀ سفر او را بهخوبی بازنماید: «جناب کلودیوس جیمز ریچ، نمایندۀ مقیم کمپانی هند شرقی در بغداد، با قبول دعوتی از جانب محمود پاشای بابان در آوریل 1820 بغداد را با همسرش و به همراه عدۀ قابل توجهی از محافظان هیئت نمایندگی (رزیدنسی) و خدمتکاران ترک کرد و از طریق دلیعباس ، طوزخورماتو، طوق (دقوق)، لیلان و چمچمال در دهم مه به سلیمانیه رسید و در هفدهم ژوئیه در جستوجوی جایی خنکتر عازم نواحی کوهستانی شمال شرقی شد. این سیاحت او را از طریق سروچک به پنجوین و از آنجا به مریوان، سنه و بانه کشید. از راه آلان و شاربارژیر به سلیمانیه باز آمد (پانزدهم سپتامبر). سرانجام در بیستویکم اکتبر با میزبانانش بدرود گفت و با واسطۀ دربند بازیان و گذشتن از شوان به آلتونکوپری آمد و از راه اصلی به اربیل و اسکی کلک و سرانجام به موصل رسید (سیویکم اکتبر). چهار ماه زمستان را در ناحیۀ موصل به سر آورد و در سوم مارس 1821 با کلک از دجله به بغداد بازگشت. ریچ آثار متقدمین را خوب خوانده بود، وی کاشفی خستگیناپذیر و ناظری تیزبین بود. گزارشش منبعی سرشار از اطلاعات جغراف




































