شاهدِ خاموش
«واقعا متاسفم کیسی.» صدای خسته جان، رابط ما و خدمات اجتماعی بود. «می دانم خیلی بد موقع تماس گرفتم اما چاره ای نبود؛ کسی را نداریم که یک بچه را همین امشب بپذیرد.» شب قبل از کریسمس بود که به مایک و کیسی تلفن شد. یک دختر دوازده ساله به نام بلا در شرایط بدی قرار گرفته بود. از یک طرف ناپدری اش در بخش مراقبت های ویژه زیر دستگاه تنفس مصنوعی با مرگ مبارزه می کرد و ا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-627221
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از علمی
مشاهدهی همهتوضیحات
«واقعا متاسفم کیسی.» صدای خسته جان، رابط ما و خدمات اجتماعی بود. «می دانم خیلی بد موقع تماس گرفتم اما چاره ای نبود؛ کسی را نداریم که یک بچه را همین امشب بپذیرد.» شب قبل از کریسمس بود که به مایک و کیسی تلفن شد. یک دختر دوازده ساله به نام بلا در شرایط بدی قرار گرفته بود. از یک طرف ناپدری اش در بخش مراقبت های ویژه زیر دستگاه تنفس مصنوعی با مرگ مبارزه می کرد و از طرف دیگر مادرش در بازداشت به سر می برد. هرچند مادرِ بلا ادعا کرده بود برای دفاع خودش به همسرش حمله کرده، به اقدام به قتل عمد متهم شده بود. بلا اما در سکوت است و درباره آن شب هیچ حرفی نمی زند. و مشکل اینجاست که او تنها شاهد ماجراست…



































