شاهنامه فردوسی برای جوانان( سه جلدی ) قابدار
۱۴۰۵
سال چاپ
پالتویی
قطع
گالینگور
نوع جلد
گزیده ای کتاب شاهنامه برای جوانان جوانان واقع گرا آن گاه که وجودشان مالامال از دادگری شد و چراغ راهشان عدالت، در آن صورت به صفاتی آراسته می شوند که می توان برخی از آنها را این گونه برشمرد. بزرگ داشت بزرگان، امانت داری، ادا کردن حقوق دیگران، دستگیری از ضعیفان، پاسخ گویی به دعوت دوستان، برآوردن نیاز دیگر افراد و چشم پوشی از خطای این و آن. در آغاز کتاب شاهنامه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-551089
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۹۳۱۵
- قطع
- پالتویی
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای کتاب شاهنامه برای جوانان جوانان واقع گرا آن گاه که وجودشان مالامال از دادگری شد و چراغ راهشان عدالت، در آن صورت به صفاتی آراسته می شوند که می توان برخی از آنها را این گونه برشمرد. بزرگ داشت بزرگان، امانت داری، ادا کردن حقوق دیگران، دستگیری از ضعیفان، پاسخ گویی به دعوت دوستان، برآوردن نیاز دیگر افراد و چشم پوشی از خطای این و آن. در آغاز کتاب شاهنامه برای جوانان می خوانیم: جزيره گنج بچهها سلام مانند قصهاى قديمى، در جزيرهاى و در غارى گنج پيدا مىكنيد. يك صندوق بزرگ كه دَرَش با هزار زحمت باز مىشود. باز كه شد و پرتو مختصرى نور بر آن تابيد چشمتان برق مىزند. سكههاى طلا، تاج طلا، كمربند طلا… يك مرواريد سفيد به اندازه يك گردو كه در جيب مىگذاريد. باز هم طلا، دستبند طلا، گردن بند طلا، گوشواره طلا، ناگهان يك ياقوت قرمز پر رنگ به اندازه يك تخممرغ، ياقوت را در نور نگاه مىكنيد صاف و بىعيب، اين را هم در جيب مىگذاريد، ادامه مىدهيد، مشتمشت طلاها را كنار مىزنيد… ناگهان يك زمرد سبز به اندازه يك نارنگى، زمرد بدون يخ، اين را هم در جيب مىگذاريد. جلو مىرويد، هاه… باورنكردنى است، يك الماس به اندازه يك پرتقال، الماس را به سرعت در جيب مىگذاريد. چشمتان به تاريكى عادت كرده، پايينتر كه مىرويد برليانهاى بزرگ، ياقوتها و زمردها… جيبتان جا ندارد، تازه مگر مىشود اين همه سنگ را حمل كرد؟ شاهنامه همان صندوق بزرگ گنج است، در جزيره گنج، در غار گنج، صندوق گنج شاهنامه را با هم باز مىكنيم و من در طول مسير برخى جواهرات را به شما نشان مىدهم. بچهها! اين كتاب براى شما نوشته شده، مال شما و خطاب به شماست. بزرگترها كتابهاى خود، از جمله شاهنامه اصلى را دارند. اول بگويم فردوسى يعنى ميهن، فردوسى يعنى زبان. فردوسى نجيب است و اين در عهد نانجيبان كيمياست. در زمانهاى كه «وطن» و «زبان» در قعر قرار گرفته و هر لحظه بيم نابودى يكى يا هر دو مىرود، فردوسىِ پهلوان، با ايثارِ تمامِ هستىِ خود بر پا مىخيزد. «ايران» و «فارسى» دو ستون بلند است كه امروزه بر آنها ايستادهايم. به همين دليل، اگر هر جاى كار فردوسى به كمال نباشد، بابت آن دو ستون عظيم قابل چشمپوشى خواهد بود. شاهنامه شامل سه بخشِ اسطوره، حماسه و تاريخ است. بخش اسطوره از آغاز شاهنامه تا پايان كار فريدون است. بخش حماسه از اول پادشاهى منوچهر تا پايان كار رستم و بخش تاريخ از امپراطورى اسكندر تا پايان كتاب است. البته اين طور نيست كه اسطوره و حماسه و تاريخ كاملاً و مشخصاً جدا ايستاده و تداخل نكرده باشند. من فكر كردم براى شما، بخش اسطوره و حماسه را بياورم و بخش تاريخ را براى آينده بگذارم. البته از بخش تاريك تاريخ يكى از دلايل انقراض ساسانيان را به شما نشان مىدهم. صندوقچهاى كه بيش از هزار سال زير دريا مانده باشد، خزه و جلبك گرفته است و ما مجبوريم تا حدودى تميزش كنيم. شاهنامه موقعى توليد شده كه كامپيوتر و حروفچينى نبوده، ماشين چاپ نبوده، حتا برق هم نبوده. مىتوانيد تصور كنيد كه در اين شرايط، توليد كار آن هم با اين حجم چقدر دشوار بوده. فردوسى وقتى مىنوشته، فرصت و امكان ويرايش نداشته. بعد كار به دست كاتبان دربار رسيده كه هر كدام يكبار يا چندبار رونويسى كردهاند. هر نسخه رونويسىشده در طول زمان، باز هم رونويسى شده. جاافتادن بعضى شعرها يا راه يافتن غلطها طبيعى است. اما شاهنامه به گونهاى است كه خواننده را، بهويژه اگر كاتب و رونويس هم باشد، سر ذوق مىآورد و ممكن است به سليقه خود مصراعى يا بيتى را تغيير دهد، يا بيتى بيفزايد يا حتا تكهاى به داستان اضافه كند. و اين كار هزار سال ادامه يابد. اكنون متوجه مىشويد كه با چه آشفتهبازارى روبهرو مىشويم. هركس هرچه به شاهنامه افزوده جز خيانت كارى نكرده. بد سليقگى به كنار، تخريب شاهنامه، تخريب سند ملّى حضور تاريخى ماست. بنابراين هركجا به شاهنامه يا به فردوسى ايراد گرفتيم منظورمان ايراد گرفتن به افزودههاى شاهنامه است. ما به ساحت شاهنامه و فردوسى جز با بزرگداشت و احترام نزديك نمىشويم. در مورد شاهنامه هر نوع داورى بىمورد است. شاهنامه آنجاست، محكم و استوار، مثل كوه، مثل دماوند ايستاده است. ما نمىتوانيم به جايگاه شاهنامه و فردوسى بيفزائيم يا از آن بكاهيم. مىتوان و بايد آن را با نگاهى انتقادى خواند اما نبايد به آن گير داد. بر ماست كه اگر مىتوانيم، گذشته خود را با كمك شاهنامه بشناسيم، بر ماست كه تا مىتوانيم از آن برداريم، ذكر مرجع نيز لازم نيست، خودش فرياد خواهد زد. نسخههاى مختلف شاهنامه اختلافات اساسى دارند. خوشبختانه چندين نفر كمر همت بسته، به تصحيح شاهنامه پرداختهاند. من به كارهاى همه نگاهى انداختهام اما براى كار حاضر پنج شاهنامه روى ميز من باز بوده است.




































