پرش به محتوای صفحه

شاهزاده کوچولو

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۰۴

صفحه

۱۳۹۹

سال چاپ

رقعی

قطع

کتاب شاهزاده کوچولو نوشتۀ آنتوان دو سنت اگزوپه‌ری ترجمه آیدا سرکیس‌یان ( شاملو ) گزیده ای از متن کتاب با سپاس از احمد شاملو و با یاد شاهزاده کوچولوی درونش. آیدا 1 وقتی شش ساله بودم روزی در کتابی به اسم «ماجراهای واقعی» که درباره‌ی جنگل‌های کهن بود، تصویر جالبی دیدم از یک مار بوآ که داشت حیوانی را می‌بلعید. آن تصویر چنین چیزی بود: در کتاب چنین آمده بود که: «م

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-137076
شابک
۶۱۰۰۲۶۷۶۲۲۹۷۸
تعداد صفحه
۱۰۴
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۳۹۹

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از انتوان دو سنت اگزوپه رى

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شازده کوچولو (جیبی جلد سخت)

انتوان دو سنت اگزوپه رى

ترجمه‌ی احمد شاملو

نگاه

۲۸۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب شاهزاده کوچولو نوشتۀ آنتوان دو سنت اگزوپه‌ری ترجمه آیدا سرکیس‌یان ( شاملو ) گزیده ای از متن کتاب با سپاس از احمد شاملو و با یاد شاهزاده کوچولوی درونش. آیدا 1 وقتی شش ساله بودم روزی در کتابی به اسم «ماجراهای واقعی» که درباره‌ی جنگل‌های کهن بود، تصویر جالبی دیدم از یک مار بوآ که داشت حیوانی را می‌بلعید. آن تصویر چنین چیزی بود: در کتاب چنین آمده بود که: «مارهای بوآ طعمه‌ی خود را درسته می‌بلعند، بی‌این‌که بجوند. پس از آن نمی‌توانند حرکت کنند و شش ماهی را که هضم آن طول می‌کشد، می‌خوابند.» این شد که درباره‌ی حوادثی که در جنگل رخ می‌دهد خیلی فکر کردم و در آخر توانستم با مدادرنگی اولین نقاشی‌ام را بکشم. نقاشی شماره‌ی 1 من این شکلی بود: شاهکارم را به آدم‌بزرگ‌ها نشان دادم و از آن‌ها پرسیدم آیا از دیدن آن می‌ترسند؟ در جوابم گفتند: _ چرا کلاه باید آدم را بترساند؟ نقاشی من ارائه‌ی کلاه نبود، یک مار بوآ بود که داشت فیلی را هضم می‌کرد. آن وقت برای این‌که آدم‌بزرگ‌ها بهتر متوجه بشوند درون مار بوآ را کشیدم. آدم‌بزرگ‌ها همیشه نیاز به توضیح دارند. _ نقاشی شماره‌ی 2 من این شکلی بود: آدم‌بزرگ‌ها به من توصیه کردند کشیدن مار بوآی باز یا بسته را بگذارم کنار و بیشتر به جغرافی، تاریخ، حساب و دستور زبان بپردازم. این شد که در شش سالگی از هنر ظریف نقاشی چشم پوشیدم. از این که نقاشی شماره‌ی 1 و نقاشی شماره‌ی 2 من پذیرفته نشد دلسرد شده بودم. آدم‌بزرگ‌ها هیچ‌وقت نمی‌توانند به تنهایی از چیزی سر در آورند، برای بچه‌ها هم کسل‌کننده است که مجبور باشند هر چیزی را به آن‌ها توضیح دهند. پس ناچار شدم حرفه‌ی دیگری انتخاب کنم. آموزش خلبانی دیدم. کم‌وبیش به این ور و آن ور دنیا پرواز کردم و به راستی جغرافیا به من خدمت کرد. می‌توانم در یک نگاه چین را از آریزونا تشخیص دهم و این اگر آدم در دلِ شب سرگردان شده باشد، خیلی مفید خواهد بود. از این راه بود که در زندگی به گروه گروه آدم‌های جدی برخوردم. پیش خیلی  از آدم‌بزرگ‌ها زندگی‌ها کردم. آن‌ها را از نزدیک شناختم و این باعث نشده درباره‌ی آن‌ها نظر بهتری پیدا کنم. هرگاه به یکی از آن‌ها برمی‌خوردم که کمی روشن به نظرم می‌آمد او را با نقاشی شماره‌ی 1 که هنوز هم دارم محک می‌زدم و می‌خواستم ببینم به‌راستی فهمیده است. ولی او هم طبقِ معمول در جوابم می‌گفت: «این یک کلاه است.» و دیگر نه از مارهای بوآ با او حرف می‌زدم و نه از جنگل‌هایی که پای آدمیزاد به آن نرسیده و نه از ستاره‌ها. مثل او می‌شدم و با او از بازی بریج و گُلف و سیاست و کراوات حرف می‌زدم و آن آدم‌بزرگ‌ از این که با چنین آدم با شعوری آشنا شده بود سخت خوشنود می‌شد. 2 روزگار من در تنهایی می‌گذشت، بی‌این‌که یکی را داشته باشم که بتوانم با او حرف دلم را بزنم، تا این‌که شش سال پیش هواپیمایم مشکل پیدا کرد و ناچار در صحرای آفریقا به زمین نشستم؛ یک چیزِ موتور هواپیمایم شکسته بود و چون نه تعمیرکار همراه من بود نه مسافر، تک و تنها دست به کار شدم تا از پسِ چنان تعمیرِ پردردسری برآیم. مسئله‌ی مرگ و زندگی بود. آبی که داشتم به زحمت تا هشت روز را کفاف می‌داد. شب اول را هزار مایل دورتر از هر آبادی مسکونی روی ماسه‌ها به روز آوردم، تک‌افتاده‌تر از هر کشتی شکسته‌ای وسط اقیانوس روی تخته‌پاره‌ای. پس شگفتی مرا تصور کنید وقتی با دمیدن آفتاب، صدای ظریفِ خوش‌آیندی بیدارم کرد که می‌گفت: «لطفاً… یک بَرّه برای من بکش!» _ ها! _ یک بَرّه برای من بکش… چنان از جا جستم که گویی صاعقه بر من زده. چشم‌هایم را مالیدم و خوب نگاه کردم. آدمِ کوچولوی غریبی را دیدم که با وقارِ تمام مرا تماشا می‌کرد. این بهترین شکلی است که بعدها توانستم از او بکشم، منتها آنچه من کشیده‌ام به دلربایی او نیست. گناه من نیست. آدم‌بز رگ‌ها در شش سالگی از نقاشی دلسردم کرده بودند و من جز نقاشی بوآی باز و بسته یاد نگرفته بودم چیز دیگری بکشم. با چشم‌هایی که از حیرت گرد شده بود به این حضور ناگهانی خیره شدم. یادتان باشد که من از نزدیک‌ترین آبادی مسکونی هزار مایل فاصله داشتم و این آدم کوچولوی من به نظر نمی‌آمد که راه گُم کرده باشد یا از خستگی در حال مرگ باشد یا از گرسنگی در حال مرگ باشد یا از تشنگی در حال مرگ باشد یا از ترس در حال مرگ باشد. هیچ چیز اون به بچه‌ای نمی‌ماند که هزار مایل دور از هر آبادی مسکونی در دلِ صحرا گُم شده باشد. سرانجام وقتی توانستم حرف بزنم، به او گفتم: _ ولی… تو این‌جا چه می‌کنی؟ و او خیلی آرام، مثل یک چیز خیلی جدی، تکرار کرد: _ لطفاً… یک بَرّه برای من بکش… آدم هرگاه تحت تأثیر رازی تأثرآور قرار می‌گیرد، توان نافرمانی ندارد. گرچه در این نقطه‌ی هزار مایل دور از هر آبادی مسکونی و با قرار داشتن در معرض خطر مرگ این کار به  نظرم بی‌