شهر آفتابی
۳۶
صفحه
۱۳۹۸
سال چاپ
وزیری
قطع
روزی روزگاری چتر قرمزی بود که همهی شهر را در دل خودش جا میداد. برای این چتر فرقی نمیکرد شما کوچکید، بزرگید، زیادی قد بلندید، چند تا پا دارید یا چه لباسی تنتان کردهاید. هر چه باشید زیر این چتر جایی خواهید داشت. برای همه جا هست؛ همهی همه. همه با هم زیر چتر میایستیم تا روزی آفتابی از راه برسد. وقتی جونیپر بیتس سیزده ساله بود و در باران شدیدی با مادرش، ایم
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-441248
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۴۶۲۵۹۱۳
- تعداد صفحه
- ۳۶
- قطع
- وزیری
- وزن
- ۱۲۰ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۸
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از پرتقال
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی پیام ابراهیمی
مشاهدهی همهتوضیحات
روزی روزگاری چتر قرمزی بود که همهی شهر را در دل خودش جا میداد. برای این چتر فرقی نمیکرد شما کوچکید، بزرگید، زیادی قد بلندید، چند تا پا دارید یا چه لباسی تنتان کردهاید. هر چه باشید زیر این چتر جایی خواهید داشت. برای همه جا هست؛ همهی همه. همه با هم زیر چتر میایستیم تا روزی آفتابی از راه برسد. وقتی جونیپر بیتس سیزده ساله بود و در باران شدیدی با مادرش، ایمی جون بیتس، زیر یک چتر گیر کرده بود، فکر این کتاب به سرش زد. همکاری این مادر و دختر باعث شده کتابی پر از امید و دلگرمی نوشته شود. کتابی که برای ما در دل روزهای خاکستری و تیره، همراهی و همدلی را به ارمغان میآورد و وعده میدهد که وقتی اوضاع از این هم سختتر شد، روزهای آفتابی خودشان را به آسمان برسانند!









































