پرش به محتوای صفحه

شماره ی صفرم – چشم وچراغ ۶۳

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۴۶

صفحه

۱۴۰۱

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

در آغاز کتاب شماره ی صفرم، می‌خوانیم: بخش اول شنبه، ششم ماه ژوئن 1992 ساعت 8 صبح امروز صبح، دیگر آب از شیر نمی‌چکید؛ فقط چلک‌چلک عین دو تا سکسکه‌ی خفیف نوزاد و بعد هیچ. درِ خانه‌ی همسایه را زدم. آن‌جا همه‌چیز روبه‌راه بود. از من پرسید که آیا شیر فلکه را بسته‌ام. «من؟ من اصن نمی‌دونم کجاست! چون مدت کمیِ که این‌جا اومدم. می‌دونین من صبح می‌رم بیرون و شب برمی‌گ

۹۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-021254
تعداد صفحه
۲۴۶
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از اومبرتو اکو

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب سرندیپیتی ها

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی سپیده شکری پوری - آرش حسن پور

افراز

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب انک نام گل

اومبرتو اکو

روزنه

۱٬۴۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب از کتاب رهایی نداریم

اومبرتو اکو، ژان کلود کریر

ترجمه‌ی مهستی بحرینی

نیلوفر

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دلدادگان

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی غلامرضا امامی

پرتقال

۳۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شماره ی صفرم (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ63)

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی سیروس شاملو

نگاه

۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایمان یا بی ایمانی؟

اومبرتو اکو، کاردینال مارتینی

ترجمه‌ی علی‌اصغر بهرامی

نشر نی

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اعترافات یک رمان نویس جوان

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی مجتبی ویسی

مروارید

۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب راه و رسم شناسایی فاشیست ها

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی رضا پیلواران

علم

۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اعترافات رمان نویس جوان

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی رضا علیزاده

روزنه

۳۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شماره صفر

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی رضا علیزاده

روزنه

۴۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گورستان پراگ

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی فریبا ارجمند

روزنه

۱٬۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بائودولینو

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی رضا علیزاده

روزنه

۱٬۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آونگ فوکو

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی رضا علیزاده

روزنه

۱٬۴۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نشانه شناسی

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی پیروز ایزدی

ثالث

۱۸۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی سیروس شاملو

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا – جلد دوم

پابلو نرودا

ترجمه‌ی سیروس شاملو

نگاه

۷۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شماره ی صفرم (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ63)

اومبرتو اکو

ترجمه‌ی سیروس شاملو

نگاه

۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا

پابلو نرودا

ترجمه‌ی سیروس شاملو

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب موسولینی،آکتور کبیر (روانکاوی یک دیکتاتور)

کامیلو برنری

ترجمه‌ی سیروس شاملو

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لوسیاد

لوئیس د کاموئش

ترجمه‌ی رعنا موقعی، سیروس شاملو

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دانه ای زیر برف

اینیاتسیو سیلونه

ترجمه‌ی سیروس شاملو

نگاه

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار پابلو نرودا 2

پابلو نرودا

ترجمه‌ی سیروس شاملو

نگاه

۷۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خنیاگر کچل (در یازده قاب)

اوژن یونسکو

ترجمه‌ی سیروس شاملو

سرزمین اهورایی

۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

در آغاز کتاب شماره ی صفرم، می‌خوانیم: بخش اول شنبه، ششم ماه ژوئن 1992 ساعت 8 صبح امروز صبح، دیگر آب از شیر نمی‌چکید؛ فقط چلک‌چلک عین دو تا سکسکه‌ی خفیف نوزاد و بعد هیچ. درِ خانه‌ی همسایه را زدم. آن‌جا همه‌چیز روبه‌راه بود. از من پرسید که آیا شیر فلکه را بسته‌ام. «من؟ من اصن نمی‌دونم کجاست! چون مدت کمیِ که این‌جا اومدم. می‌دونین من صبح می‌رم بیرون و شب برمی‌گردم.» «وقتی یک هفته‌ نیستید، شیر آب و گاز رو نمی‌بندید؟» «من؟ نه!» «زیادی احتیاط می‌کنید! بذارید بیام تو نشون‌تون بدم.» درِ زیر ظرف‌شویی را باز کرد، چیزهایی را جابه‌جا کرد تا رسیدیم به شیرِآب. گفت: «دیدید؟» آن را بسته بودم و یادم نبود! «ببخشید حواس‌ام پرتِ.» «امان از شما سینگل‌ها [1] !» «دور از جون همسایه که انگلیزی هم تکلم می‌فرماید!» اعصاب‌ام دوباره آرام گرفت. روانِ پرهیاهو فقط در فیلم‌ها خانه نکرده؛ کارِ یک خوابگرد هم نیست؛ چون خوابگردها از شیر فلکه خبر ندارند و صرفن در بیداری آن را سفت می‌کنند. وقتی دوش چکه کند و امکانِ دراز کشیدن با چشمان باز و شمارش قطرات برقرار باشد آدم حس می‌کند در آبادی ِچشمه‌سرا [2] خفته است. به همین دلیل برخی شب‌ها بلند می‌شوم، درِ حمام و در اتاق را محکم می‌بندم تا صدای چک‌چک لعنتی را نشنوم. این مربوط به یک اتصال الکتریکی نیست؛ همان‌طور که دست ‌ گیره ترکیبی از دست و گیره نیست. کارِ هیچ موشی هم نیست که نیروی چرخاندن شیر را ندارد. دستگیره‌ی آهنیِ کهنه‌ای‌ست. همه‌چیز این خانه پنجاه سال پیش ساخته شده و درست و حسابی زنگ‌زده است. به همین دلیل فقط یک آدم می‌تواند آن را بچرخاند. یا شاید یک آدم‌نما. شومینه‌ای هم این‌جا نیست که از توی آن گوریلِ مرده‌شوی‌خانه حلول کند. «عقل‌مون رو به کار بندازیم. می‌گن هر معلولی یک علتی داره! معجزات رو بذاریم درِ کوزه. هیچ دلیلی نداره خداوند ذهن‌اش رو به این دوش مشغول کرده باشه. دوش حمام که بحرالاحمر [3] نیست. معلومِ که هر معلول طبیعی یه علت طبیعی داره. پیش از رفتن به رختخواب یه قرص استیل نوکس انداختم  بالا و یک لیوان آب روش. پس تا اون موقع توی لوله‌ها آب بوده؟ ولی صبح دیگه نبود؛ پس جناب واتسون عزیز، شیر فلکه در طول شب بسته شده، تو نبستی‌ش. ولی کسانی تو خونه‌ی من بودن و می‌ترسیدن به غیر از سر و صدایی که خودشون تولید می‌کردن، این نغمه‌گیِ پیش‌درآمدیِ چک‌چک یهو بیدارم کنه؛ البته خودشون رو هم آزار می‌داده و شاید از خودشون می‌پرسیدن چطور این صدا منو تحریک نکرده! حیله‌گرای شیطون! پس همون کاری رو کردن که باید همسایه‌ی من انجام می‌داد؛ یعنی فلکه رو بستن و بعد؟» کتاب‌ها خیلی درهم‌برهم روی هم ریخته بود. درست مثل این‌که پلیس امنیتی تمام دنیا آن‌ها را باعجله ورق زده باشد؛ بدون این‌که من باخبر شوم. «بی‌حاصلِ که تو قفسه‌ها رو بگردن! این روزا فقط یه‌ روش هست برای این‌که چیزی پیدا کنن: دماغ‌شون رو بذارن روی هاردِ کامپیوتر! شاید هم برای عدم اتلاف وقت همه رو کپی پِیست ‌کردن و ‌رفتن! شاید هم یک ساعتی فایل‌ها رو این‌طرف اون‌طرف ‌کردن و چیز دندون‌گیری پیدا نکردن! مگه امیدوار بودن چی پیدا کنن؟ می‌خوام بگم که هیچ توضیحی جز این وجود نداره که دنبال چیزی می‌گشتن در ارتباط با روزنامه‌. هالو نیستن! حتمن از همه‌ی عنوان‌ها و مقاله‌های انتشاراتی کپی برداشتن. به‌هرحال، می‌خواستن بدونن من از براگادوچیو چیزی می‌دونم یا نه؟ و درباره­ی اون یه جایی چیزی نوشتم یا نه؟ حتمن پی برده‌اند که من همه‌ی نوشته‌ها رو روی دیسکت نگه‌می‌دارم. حتمن دیشب برای جست‌وجوی دفتر اومدن و دیسکت رو پیدا نکردن! تازه شاید به این فکر رسیدن که ممکنِ دیسکت مورد بحث توی جیب کت‌ام باشه؛ هالو هستن اگر به کت توجهی نکرده باشن! احمق‌ها؟ کله‌خرهای حقه‌باز؟ اگر حقه‌باز نبودن خودشون رو با شغلی به این کثیفی آغشته نمی‌کردن. کارشون به اون‌جا هم می‌رسه که مثل جیب‌بُرها تو خیابون به من حمله کنن؛ اما پیش از این‌که دوباره سربرسن، باید این دیسکت رو به صندوق پستی‌‌م ارسال کنم و بعد ببینم کِی می‌تونم برم برش دارم. چه فکرای احمقانه‌ای! تو موقعیتی هستم که یک کشته رو دست مونده و آقای سی ‌ مِی هم مثل پرنده‌ی جنگلی، غایب‌ از نظر شده یا این‌که رفته واسه پلیسا بلبل‌زبونی‌ کرده! لابد بعدش هم برای اطمینان، شرّ منو از سرشون کم می‌کنن و داستان همین‌جا بسته می‌شه! حتا نمی‌تونم برم تو روزنامه‌ای این جریان رو که اصلن نمی‌دونم چی هست، انعکاس بدم. تنها می‌تونم برم بگم «می‌دونم که هیچ‌چی نمی‌دونم»! واقعن چطوری توی این آشِ شُله ‌ قلم ‌ کار افتادم؟ فکر می‌کنم همه‌اش تقصیر پروفسور دی سامیسِ و این که زبان آلمانی بلد بودم! اون‌چه از این پروفسور یادم می‌آد، مربوط به چهل سال پیشِ. چیزی که همیشه تو فکرمِ اینِ که تقصیر همین آقا بود

۹۵٬۰۰۰تومان