سی و ده (روز نوشتهای تبلیغی یك روحانی)
۱۳۹۶
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
به امام زاده که می رسیم بی هوا میکروفون را می دهند دستم. می مانم چه بگویم. مردان دورم را گرفته اند و زن ها در حاشیه و نزدیکِ دیواره های امامزاده نگاهم می کنند. لرزشی از ساق پایم به بالا می رود و به دست هایم می نشیند و در تارهای صوتی ام به اوج می رسد. با همان صدای لرزان و لکنت وار می گویم: «چه بگویم؟» پیرمردی که به دیوار کاهگلیِ سقاخانه تکیه د
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-021704
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۰۹۱۸۰۷۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۱۳۹ گرم
- زبان
- فارسی
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۶
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بوستان کتاب
مشاهدهی همهتوضیحات
به امام زاده که می رسیم بی هوا میکروفون را می دهند دستم. می مانم چه بگویم. مردان دورم را گرفته اند و زن ها در حاشیه و نزدیکِ دیواره های امامزاده نگاهم می کنند. لرزشی از ساق پایم به بالا می رود و به دست هایم می نشیند و در تارهای صوتی ام به اوج می رسد. با همان صدای لرزان و لکنت وار می گویم: «چه بگویم؟» پیرمردی که به دیوار کاهگلیِ سقاخانه تکیه داده کلاه نمیدی اش را از سر برمی دارد و با دست به پیشانی اش می زند. طنین صدای ضربهٔ دستش فضا را پر می کند و با صدای ضجهٔ خش دارش چند جفت چشم دیگر را هم نم دار می کند. من ولی مات و مبهوت مانده ام. حتی گریه هم نمی کنم. سرم را پایین می گیرم و با چشم هایی که دو دو می زند به موزاییک های مشبّک امام زاده خیره شده ام. چند ثانیه همان طور می گذرد که صدای گریهٔ نوزادی از سمت زن ها بلند می شود. بی اختیار سرم را سمت صدا می چرخانم و می گویم: «صدای ناله شیرخوار می آید!»


































