رمان خارجیناموجود

سیدارتها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۷۶

صفحه

۱۴۰۴

سال چاپ

جیبی

قطع

شمیز

نوع جلد

درباره کتاب هرمان هسه در زیست‌نامه‌ی کوتاهش می‌نویسد: «من فرزند پدر و مادری پارسا بودم و آن‌ها را بسیار دوست می‌داشتم. البته بیش‌تر دوستشان می‌داشتم اگر به آن زودی مرا با فرمان‌های ده‌گانه‌ی کتاب مقدس آشنا نمی‌کردند. افسوس که این احکام گرچه فرمان‌های پروردگارند، همیشه بر من اثری شوم داشته‌اند. من ذاتا آدمی سربه‌راهم اما دست‌کم در جوانی بر هر حکمی شوریده‌ام.

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان خارجی
شناسه کالا
kj-758004
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۰۹۲۳۳۸
تعداد صفحه
۱۷۶
قطع
جیبی
نوع جلد
شمیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۴٫۵ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از هرمان هسه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب اعجوبه

هرمان هسه

ترجمه‌ی فرح بهبهانی

اساطیر

۷۹۸٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از ماهی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب اندیشه ی البرز

بهرام بیانی

ترجمه‌ی عبدالله کوثری

ماهی

۹۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رنج های ورتر جوان

یوهان ولفگانگ فون گوته

ترجمه‌ی محمود حدادی

ماهی

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب انسان و کیهان در ایران باستان

فیلیپ ژینیو

ترجمه‌ی لیندا گودرزی

ماهی

۴۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان های کوتاه کافکا

فرانتس کافکا

ترجمه‌ی علی اصغر حداد

ماهی

۲٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب انسان شناسی اجتماعی و فرهنگی

جان ماناگن

ترجمه‌ی احمدرضا تقاء

ماهی

۴۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اندیشه ی سیاسی کارل پوپر

جرمی شی یرمر

ترجمه‌ی عزت الله فولادوند

ماهی

۵۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاراس بولبا

نیکالای واسیلیویچ گوگول

ترجمه‌ی یلدا بیدختی نژاد

ماهی

۳۷۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

درباره کتاب
هرمان هسه در زیست‌نامه‌ی کوتاهش می‌نویسد: «من فرزند پدر و مادری پارسا بودم و آن‌ها را بسیار دوست می‌داشتم. البته بیش‌تر دوستشان می‌داشتم اگر به آن زودی مرا با فرمان‌های ده‌گانه‌ی کتاب مقدس آشنا نمی‌کردند. افسوس که این احکام گرچه فرمان‌های پروردگارند، همیشه بر من اثری شوم داشته‌اند. من ذاتا آدمی سربه‌راهم اما دست‌کم در جوانی بر هر حکمی شوریده‌ام. همین که “بایدِ” این احکام را می‌شنیدم، همه‌ی نرمی‌های سرشتم بدل به سنگ می‌شد. مسلم است که این صفت در سال‌های مدرسه بر اخلاق من اثری زیان‌بار داشت. معلمانِ درسی که به نام بامزه‌ی تاریخ نامیده می‌شود به ما می‌آموزند که همواره مردانی بر جهان حکم رانده‌اند و اسباب دگرگونی آن شده‌اند که سرکش بوده و سنت‌ها را زیر پا گذاشته‌اند. این آموزگاران در خاطر ما می‌نشانند که چنین مردانی سزاوار ستایشند. اما تمام این‌ها هیچ نیست جز دروغ. آری دروغ است، مثل تمام آموزه‌های دیگر، زیرا هرگاه یکی از شاگردان (به نیتی نیک یا بد) جسارت می‌کرد و بر یکی از احکام معلمان گردن نمی‌نهاد یا حتی به رسمی نابخردانه اعتراض می‌کرد، نه‌تنها سزاوار احترام دانسته نمی‌شد و سرفرازانه سرمشق دیگران قرار نمی‌گرفت، بلکه گوشمال داده و در خاک مالیده می‌شد. اقتدار ننگین معلمان او را درهم می‌شکست.» . این بخشی از مقدمه‌ی سروش حبیبی است بر ترجمه‌اش از کتاب سیدارتها. می‌توان گفت سیدارتها نیز داستانی درباره‌ی خویشتن باوری، استقلال رای و سرکشی است. سرکشی از یک زندگی مرفه و اشرافی در جست‌وجوی معنای زندگی… اثری در ستایش بودا که راه خود را با پیگیری و بدون سستی ادامه داد...