سیگار و سیاست
۴۶۳
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
سخت
نوع جلد
کتاب “سیگار و سیاست” نوشتۀ سارا میلاو ترجمۀ کیانوش امیری گزیده ای از متن کتاب: مقدمه در سال 1964، صبح یکی از شنبههای سرد ژانویه، مصاحبهای مطبوعاتی توجه جهانیان را به خود جلب کرد. پیش از انتشار گزارش مدیرکل بهداشت آمریکا دربارۀ تأثیر مصرف دخانیات بر سلامت، در حرکتی که خاطر برخی روزنامهنگاران حاضر را مکدر کرد، علامت «سیگار نکشید» را شبانه و با عجله بر دیو
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-393782
- شابک
- ۵۱۵۲۲۶۷۶۲۲۹۷۸
- تعداد صفحه
- ۴۶۳
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- سخت
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب “سیگار و سیاست” نوشتۀ سارا میلاو ترجمۀ کیانوش امیری گزیده ای از متن کتاب: مقدمه در سال 1964، صبح یکی از شنبههای سرد ژانویه، مصاحبهای مطبوعاتی توجه جهانیان را به خود جلب کرد. پیش از انتشار گزارش مدیرکل بهداشت آمریکا دربارۀ تأثیر مصرف دخانیات بر سلامت، در حرکتی که خاطر برخی روزنامهنگاران حاضر را مکدر کرد، علامت «سیگار نکشید» را شبانه و با عجله بر دیوارهای سالن کنفرانس چسبانده بودند. درهای سالن قفل بود و نگهبانان با لباس متحدالشکل محل ورود به دیگر قسمتهای ساختمان را سد کرده بودند. (1) داخل سالن، لوتر تری [1] ، گزینۀ جان اف کندی [2] برای مدیرکلی بهداشت که فعلاً در خدمت لیندون جانسون [3] بود، و دیگر اعضای کمیتۀ تدوین گزارش، به پرسشهای صدها خبرنگار که تازه گزارش را دریافت کرده بودند، پاسخ میدادند. جمعبندی گزارش تقریباً چهارصدصفحهای آن بود که سیگار کُشنده است و سیگاریها براثر سرطان ریه، برونشیت، آمفیزم [4] و بیماری عروق کرونری میمیرند. دو نفر از اعضای کمیتۀ تدوین گزارش، پس از بررسی شواهد گردآوریشده دربارۀ رابطۀ سیگار و بیماری، سیگار را ترک کرده بودند. تِری خود نیز دیگر سیگار نمیکشید و تفننی گاهی سراغ سیگار برگ یا پیپ میرفت. برخی خبرنگاران نگرانی خود از این یافتههای دولت را با بروز حس شرمساری از سیگار کشیدن در سالن ابراز کردند. هدف از اداواصولهای همراه با انتشار گزارش ، مثل حبس کردن داخل سالن و مصاحبۀ مطبوعاتی صبح شنبه، به حداقل رساندن اثرگذاری گزارش یادشده بر بازار بورس بود. کمیتۀ تدوین نگران نبود. کالج سلطنتی پزشکان نیز دو سال قبل گزارش مشابهی منتشر کرده بود. (2) در آستانۀ انتشار گزارش، تحلیلگران بازار بورس توصیه میکردند سرمایهگذاران سهام شرکتهای دخانی را بخرند، چراکه انتشار خبر مذکور قیمتها را تکان میداد و در آینده بالاتر هم میرفت. توصیۀ تحلیلگران منطقی بود. (3) در ماههای پس از انتشار گزارش در آمریکا فروش سهام 20 درصد افت کرد و فقط در سال 1965 رشد قابلتوجهی داشت؛ یعنی وقتی شرکتها بیشترین درآمد تا آن زمان را کسب کردند. (4) سیاسیها، کارشناسان و مردم عادی آمریکا هر روز بیشتر و بیشتر به این نکته پی میبردند که سیگار کشنده است؛ بااینحال 42 درصد آمریکاییها همچنان سیگاری بودند. (5) سیگاریها همهجا سیگار میکشیدند، سرِ کار یا موقع تفریح: داخل ادارات، اماکن دولتی، خردهفروشیها، اماکن ورزشی و حتی بیمارستانها سیگار کشیدن آزاد بود. (6) برخی دبیرستانها حتی به دانشآموزان اجازه میدادند در محوطۀ مدرسه سیگار بکشند. اما روشنگری صرف به تغییر چشمگیر در رفتار منجر نمیشود؛ باید مردم را مجبور به تغییر کرد. دخانیات در طول قرن بیستم میلادی نقشی محوری در نهادهای سیاسی آمریکا داشت. دولت آمریکا همۀ مردم داخل و خارج از این کشور را به سیگار کشیدن تشویق میکرد. و به مدت چهار دهه پس از آنکه مدیرکل بهداشت آمریکا خطرآفرین بودن سیگار را اعلام کرده بود، دولت همچنان به تولیدات دخانی یارانه میداد. در میانۀ این قرن، شرکتهای بزرگ سیگارسازی در زمرۀ بانفوذترین شرکتهای آمریکایی بودند، اما امتیاز سیاسی توتون بیشتر به اقدامات روزانۀ دولت آمریکا مرتبط بود تا به دسیسهچینیهای صنایع. برای درک اهمیت این محصول برای دولت آمریکا، کافی است به سالن بزرگ موسوم به «سالن ستون» در ساختمان کاخ کنگرۀ آمریکا نگاهی بیندازید. روی ستونهای با معماری کورنتینی برگهای توتون گذاشته بودند. بااینحال، در میانۀ دهۀ 1970، سیگار کشیدن آمریکاییها کمتر شد. حدود سال 1974، درصد افراد بزرگسال سیگاری به 37 درصد کاهش یافت، و این روند کاهشی پیوسته تا به امروز ادامه یافته است. (7) تحول در درک آمریکاییها و تقاضای تخصیص فضای عمومی این تغییر رفتاری را شتاب داد. از میانۀ دهۀ 1970، هر روز تعداد آمریکاییهایی که سیگار را کنار میگذاشتند بیشتر میشد. گروهی از کنشگران غیرسیگاری با الگوگیری از جنبشهای حقوق مدنی و زیستمحیطی، علاقه به سیگار در بین عموم را خاموش کردند و بدین ترتیب موفق شدند از سیگار کشیدن چهرهای ناموجه در سطح اجتماع ارائه دهند. کنشگرانی از طبقۀ مردم عادی موفق شدند محدودیتهای موردنظرشان در برخی اماکن عمومی را قانونی کنند. غیرسیگاریها که زمانی به گفتۀ جِسی استاینفلد [5] ، مدیرکل بهداشت ریچارد نیکسون، اکثریت ساکت بودند، لب به سخن گشودند. آنان نهتنها در کنگره به موفقیت دست یافتند (کنگرهای که به گفتۀ خبرنگاری به نام الیزابت درو [6] بهترین «فیلتر» تا آن زمان بود)، بلکه کارفرمایان را به اعمال بخشنامههای داخلی و مقررات داوطلبانه قانع کردند. (8) قدرت لابی دخانیات در کنگرۀ آمریکا کنشگران حقوق غیرسیگاریها را بر آن داشت تا درصدد یافتن راهکارهای نظارتی در




































