
سیمای زنی در میان جمع
نوشتهی هاینریش بل
هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باشقیمت از
۶۳۶٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
گزیده از متن کتاب “سیمای زنی در میان جمع” نوشتۀ “ هاینریش بل” “سیمای زنی در میان جمع” شاهکار بی بدیل هاینریش بل است که برای او جایزۀ ادبی را به ارمغان آورد. در این رمان پر حجم، بل یک زن را در مرکز روایت خود قرار داده و از طریق زندگی او در زمان های مختلف از جوانی تا میانسالی، ما را به آلمان روزگار جنگ و پس از آن می برد. در آغاز این کتاب می خوانیم : بخش اول زنی که در مرحلۀ اول موضوع بر سر او میگردد زنی چهل و هشت ساله و آلمانی است. بلندای قامت او یک متر و هفتاد و یک سانت است و وزنش در لباس منزل شصت و هشت کیلو و هشتصد گرم است، تقریباً سیصد چهارصد گرم کمتر از وزن ایدهآل و مطلوب میباشد. رنگ چشمانش چیزی مابین آبی تیره و سیاه است که بیشتر به سیاهی میزند و موهای انبوه بلوند که چند تار موی سپید در آن قابل رؤیتند، موهایی که دور تا دور سرش به گونهای صاف و روشن ریخته شدهاند، این زن لنی فایز نام دارد که با نام پدری گرویتن چشم به جهان گشوده است. او سی و دو سال تمام طبیعتاً، به صورت دائم به امر عجیبی اشتغال داشت که نامش را کار میگذارند. پنج سال از آن را به عنوان فردی که دفترداری نخوانده در دفتر پدرش گذراند و بیست و هفت سال به عنوان کارگر باغبان که فن آن را نیاموخته مشغول به کار بود. از آنجایی که او تنها ملک ساختمانیاش را که خانهی اجارهای بسیار خوبی در قسمت جدید شهر بود و امروزه میتوانسته بالغ بر چهارصد هزار مارک ارزش داشته باشد نابخردانه در شرایط تورم به قیمتی بسیار نازل فروخته بود و همچنین کارش را نه به جهت مریضی و نه به دلیل پیری و سالمندی رها کرده بود، امروزه تقریباً فردی بدون تمکن مالی است. او در سال 1941 برای سه روز به همسری یک گروهبان ارتش نازی آلمان درآمده و از این جهت مبلغ کمی حق بازنشستگی بیوههای جنگی به او تعلق میگیرد، برای بهبود شرایط مالیاش به کمک هزینۀ اجتماعی نیازمند است. به نوعی میتوان گفت که اوضاع لنی در حال حاضر نه تنها فقط از جنبۀ مالی بلکه از زمانی که پسرش در زندان به سر میبرد بسیار دشوار شده است. اگر لنی موهایش را کمی کوتاهتر کرده و آن را به رنگ خاکستر ی درمیآورد، به نظر زن چهلسالۀ سرحالی میآمد، اما تضادی که بین موهای جوانگونه به شکل انبوه با صورت نه چندان جوانش وجود دارد سنش را اواخر چهل و هشت سال نشان میدهد که سن واقعی او است. اگر او شانسی را که به او روی آورده جدی میگرفت همانند زن بلوند شکوفایی به نظر میآمد که درصدد تغییری در زندگی بیهودهاش میباشد و در پی خوشگذرانی است که البته این مسئله دربارۀ او اصلاً صدق نمیکند. لنی زنی استثنایی ما بین همسن و سالهایش بود که هنوز میتوانست دامن کوتاه به تن کند، در پاها و رانهای او تغییر یا علایمی از آثار پیری نمایان نبود و با وجود این لنی هنوز دامنهای بلندی میپوشید که در سال 1941 مد روز بودند و قسمت بیشتر آن بدان بستگی داشت که هنوز پوشیدن دامنها و کتها و بلوزهای قدیمیاش را ترجیح میداد، زیرا با توجه به بزرگی سینههایش پوشیدن پولیور سبب جلب توجه دیگران میشد و در رابطه با مانتوهایش که آنها را از زمانی که پدر و مادرش در مرحلهای از زندگی هنوز توانایی مالی داشتند در جوانی خریده و نگه داشته بود. مانتوهایی از پارچههای ظریف به رنگهای خاکستری و صورتی، سبز، آبی، سیاه و سفید و آبی آسمانی یکدست. اگر میل داشت سربندی بر سرش بگذارد به سادگی دستمالی دور سرش میپیچید، کفشهایش از زمره کفشهای پارهنشدنی بودند که اگر پول کافی داشت میتوانست آنها را بین سالهای 1935 تا 1939 بخرد. از آنجا که لنی در حال حاضر همراهی و حمایت مردی در دنیا را ندارد در مورد آرایش مو دچار توهم و دلخوری پایداری است که آیینۀ او مقصر این قضیه است. آیینهای قدیمی از سال 1894 که از بخت بد لنی دو جنگ جهانی را پشت سر داشت، لنی هرگز پای به آرایشگاه نمیگذارد، پای در فروشگاهی که پر از آیینه باشد نمیگذارد، او خریدهایش را از بقالیهای کوچک انجام میدهد که خیلی زود تاب تحمل تغییرات جامعه را نمیآورند و از بین میروند و بدین گونه فقط به این آیینۀ قدیمی وابسته است که به همه حتی مادربزرگش گرتا دختر خانوادۀ هولم گفته بود: «آیینه به صورتی بد او را نشان میدهد که خودش هم باور نمیکند.» آرایش موی لنی یکی از دلایل ناراحتیاش است، اغلب از آیینه استفاده میکند و هرگز رابطۀ این دو را با هم درک نمیکند، تنها چیزی که او با تمام وجود حس میکند ازدیاد بیتوجهی اطرافیان و همسایگانش نسبت به او است. در چند ماه گذشته مردان زیادی به دیدار لنی آمدهاند، فرستادگانی از مؤسسات اعتباری که آخرین اخطاریه را به دستش رساندند زیرا او واکنشی به نامههایشان نشان نمیداد، مأمورین اجراییه دادگاه، فرستادگانی از طرف وکلا و در خات
نسخههای موجود
۷۹۵٬۰۰۰۲۰٪۶۳۶٬۰۰۰تومان
۷۹۵٬۰۰۰۲۰٪۶۳۶٬۰۰۰تومان
دیدگاههای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.

















