پرش به محتوای صفحه

سیرالملوک (سیاست نامه)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۳۳۵

صفحه

۱۳۹۰

سال چاپ

وزیری

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از کتاب سیر الملوک (سیاست نامه) که چون روزگار نیک فراز آید و زمانه بیمار نگردد، نشانی آن باشد که پادشاه نیک پدید آید و اهل فساد را مالش دهد و وزیر و پیشکاران او نیک باشند و هر کاری، کاردان را فرماید که اهلیت دارند و دو شغل یک کس را نفرمایند و پادشاه از رعیّت پرسیده باشد و کودکان را برنکشد و تدابیر با پیر و دانایان کند و کارها به قاعدۀ خویش باز برد ت

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-606880
تعداد صفحه
۳۳۵
قطع
وزیری
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۰

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از دکتر محمد استعلامی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مثنوی

دکتر محمد استعلامی

سخن

۹٬۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درس حافظ

دکتر محمد استعلامی

سخن

۵٬۵۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۳٬۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از کتاب سیر الملوک (سیاست نامه) که چون روزگار نیک فراز آید و زمانه بیمار نگردد، نشانی آن باشد که پادشاه نیک پدید آید و اهل فساد را مالش دهد و وزیر و پیشکاران او نیک باشند و هر کاری، کاردان را فرماید که اهلیت دارند و دو شغل یک کس را نفرمایند و پادشاه از رعیّت پرسیده باشد و کودکان را برنکشد و تدابیر با پیر و دانایان کند و کارها به قاعدۀ خویش باز برد تا کارهای دینی و دنیاوی به نظام بود و هر کسی را به اندازۀ کفایت او عمل بود و هرچه به خلاف این رود رخصت ندهد و کمابیش کارها به ترازوی عدل و سیاست راست گرداند در آغاز سیرالملوک (سیاست نامه) این گونه می خوانیم: سى سال كوشيدن و انديشيدن، تدبير كردن و راه يافتن، و در پديد آوردن يك نظام درست و مناسب با زمان پاى فشردن، و به اين نتيجه تلخ رسيدن كه در بالاى هِرمِ قدرت، فرمانروايان چنان مستِ غروراند كه فرق دوست و دشمن را نمىفهمند. فرمانى از ملكشاه به نظامالملك و چند تنى ديگر از كارگزاران مىرسد كه «هريك در معنى مملكت انديشه كنيد و بنگريد تا چيست كه در عهد و روزگار ما نه نيك است، و در ديوان و درگاه و مجلس و بارگاه ما شرط آن به جاى نمىآورند؟ يا بر ما پوشيده است؛ و كدام شغل است كه پيش از ما، پادشاهان شرايط آن به جاى آوردهاند و ما تدارك آن نمىكنيم؟…» (ص 31) و اين هنگامى است كه هم نظامالملك و هم رقيبان او همه از پيرى ناتوان، و او خود از حسدِ رقيبان، بيش و كم مغضوب سلطانى است كه بس دير سر از خواب غفلت برداشته است، و با نوشدارويى پس از مرگ سهراب مىخواهد پيكر نيمهجانِ يك فرمانروايى بزرگ را احيا كند! اما باز نظامالملك براى وطنى كه آن را دوست مىدارد، سرِ تعظيم فرود مىآورد، و به نوشتن مىنشيند. افسرده و نوميد، به همه كارها، و به گرفتارىهايى كه گريبان مملكت را گرفته، مىانديشد و درباره هر يك از آنها، آنچه را آموخته و آزموده است، بر اوراقى پراكنده مىنويسد. نخست سى و نُه فصل اين كتاب، كه گاه تكرار مضامينِ يك فصل در فصلهاى ديگر حكايت از پريشانى خاطر او دارد، بر اوراق كاغذ مىآيد، و پس از آن كه خواجه، در روستاى «حَسَدآباد» مغضوب كدخدا مىشود، يازده فصل پريشانتر بر آن مىافزايد، و اين نيمه دوم كتاب است، كه در عبارات آن، از ملاحظههاى دربارى كمتر نشانى هست، و گلهها و شكايتها بىپردهتر بر زبان مىآيد. قوامالدين ابوعلى حسن طوسى، نظامالملك، سى سال از دبيرى در حكومت بلخ، تا صدارت دستگاه اَلْپْ ارسلان و ملكشاه، در قلمروى كه گاه از مرز تركستان تا آسياى صغير، و از آذربايجان تا كرمان گسترش داشته، روزها، هفتهها، ماهها و سالها در كار بوده، تجربههاى بسيار اندوخته، و چه بسا كه روزها و شبهاى پراضطرابى را گذرانده، و از نگرانى كارهايى كه به انجام نمىرسيده، يا از سستى و خيانت كارگزاران ديگر دلتنگ بوده است. اين نكته هم نيازمند رَدّ و اثبات نيست كه به اقتضاى نظام استبدادى و قدرت مطلق پادشاه، در مواردى هم از گفتن واقعيت پرهيز كرده و براى مقاصد بزرگترى كه در نظر داشته، بر مسند خويش مانده است. از سرگذشت او، آنچه مىدانيم همين است كه در سال چهارصد و هفت هجرى قمرى در يكى از روستاهاى شهر طوس به دنيا آمده، و پس از آموختن مبانى علوم مَدرسىِ آن روزگار، دبيرِ ابوعلىبن شادان فرماندار شهر بلخ بوده، پس از آن كه چغرى بيگ به پادشاهى رسيده و پورشادان وزير چغرى بيگ شده، ابوعلى حسن طوسى نيز به دربار سلجوقيان راه يافته است. پس از مرگ چغرى بيگ، و در زمان پادشاهى فرزند او اَلْپْ ارسلان، وزير اَلْپْ ارسلان بوده، و اين مقام را در بيشتر سالهاى پادشاهى ملكشاه نيز داشته است. نظامالملك وزير مقتدرى بوده، كه لياقت او در كشوردارى در تاريخ ايران كمنظير است، و نقش او در گسترش آموزش، در تاسيس مدرسههاى بزرگ نظاميه كه در آنها معارف اسلامى بحث و تدريس مىشده، آشكار و درخور توجه است، و مدرسههاى نظاميه در شهرهاى بلخ و نيشابور و اصفهان و بغداد، ديرى پس از قتل او نيز داير، و نام او در خاطر مردم بوده است. نظامالملك در سالهاى پيش از چهارصد و هشتاد هجرى، مىديده است كه دستگاه حكومتِ سلجوقيان چنان كه بايد به سامان نيست، و همين كتاب سيرالملوك حكايت از آن دارد كه ملكشاه هم خود نگران بىسامانىها بوده است. يازده فصل نيمه دوم كتاب ـ بىآن كه خطاب مستقيم به ملكشاه باشد ـ از سرِ درد به ما مىگويد كه «پيران و جهانديدگان حرمت ندارند… هر جا كه مهمّى در پيش است، كار ناكردگان و كودكان و زنان را نامزد مىكنند، و خطاها مىافتد… (ص 209) و مرد هست بىهيچ كفايت، كه دَه عمل در دست دارد… (ص 222) و كسانى بر سر كار اند كه نه بر دينشان حميّت است و نه بر مال و نه بر رعايا… (ص 222). در اين يازده فصل، بسيار است سخنانى كه در يك حكومت خودكامه، كارگزارى دلسوز و لايق را بر سر دار مىبرد و بر مركب چوبين مىنشاند