صنم
ابراهیم امیدی در مقدمه کتاب درباره نگارش این اثر آورده است که: دوازدهساله بود که گفتند آزادگان کشورمان به وطن برمیگردند. یکی از این آزادهها از جوانان روستای خودمان بود. از بزرگ و کوچک رفتیم به استقبالش. جمعیت آنقدر زیاد بود که نتوانستم از ماشینی که سوارش بودیم، پیاده شویم. من همه چیز را از توی ماشین دیدم و چیزی که از او در ذهنم ماند تصویر مردی بود لاغر ب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-494251
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
ابراهیم امیدی در مقدمه کتاب درباره نگارش این اثر آورده است که: دوازدهساله بود که گفتند آزادگان کشورمان به وطن برمیگردند. یکی از این آزادهها از جوانان روستای خودمان بود. از بزرگ و کوچک رفتیم به استقبالش. جمعیت آنقدر زیاد بود که نتوانستم از ماشینی که سوارش بودیم، پیاده شویم. من همه چیز را از توی ماشین دیدم و چیزی که از او در ذهنم ماند تصویر مردی بود لاغر با چهرهای سوخته و استخوانی بهگونهای که وقتی از روی پشتبام خانهشان به ابراز محبت مردم جواب میداد توان ایستادن روی پاهایش را نداشت. بعد از آن روز هر بار که او را میدیدم، دوست داشتم از او بپرسم چه اتفاقی برای او و همرزمانش افتاده؛ اما صد افسوس که این امکان را نداشتم و او چندساله بعد از میان ما رفت. سالها گذشت تا اینکه دفتر هنر و ادبیات اسارت در حوزه هنری راهاندازی شد و همین فرصتی شد تا منی که سالهای جوانی را پشت سر گذاشته و خاطرهها از آزادهها شنیده بودم، پای صحبت یکی از آزادگان بنشینم. راوی این کتاب سید محمدرضا تدیننبوی اهل روستای فدا فن کاشمر است. او بهخاطر مشکل ریوی ناشی از حمله شیمیایی عراق به سومار، بعد از بازنشستگی از بهداری ارتش، در روستای مطلقان شهرستان ساوه زندگی میکند زیرا هوای آلوده تهران برای او سم است.





























