سرازیر در کوه مورگَن
۱۳۲
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
آرتور میلر، یکی از مشهورترین و برجستهترین نمایشنامهنویسان آمریکا، چیردهدستانه نمایشی میسازد از عشق، خیانت و عطش سیریناپذیرِ رسیدن به سر حدات میل و تجربۀ انسانی. لایمَن فِلت مردی فعال و سرزنده است که همهچیز دارد: کسبوکار موفق بیمه، شهرتِ شاعر، فرزندانی که او را میستایند و دو زنی که مدعیاند همسرش هستند. تئو، زنی تودار و محافظهکار، با لیای مستقل و خود
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-258066
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۵۵۴۲۴۳
- تعداد صفحه
- ۱۳۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بیدگل
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی حسن ملکی
مشاهدهی همهتوضیحات
آرتور میلر، یکی از مشهورترین و برجستهترین نمایشنامهنویسان آمریکا، چیردهدستانه نمایشی میسازد از عشق، خیانت و عطش سیریناپذیرِ رسیدن به سر حدات میل و تجربۀ انسانی. لایمَن فِلت مردی فعال و سرزنده است که همهچیز دارد: کسبوکار موفق بیمه، شهرتِ شاعر، فرزندانی که او را میستایند و دو زنی که مدعیاند همسرش هستند. تئو، زنی تودار و محافظهکار، با لیای مستقل و خودرأی در بیمارستانی ملاقات میکنند که لایمن بعد از تصادف ماشینش در آن بستری شده. حادثه حین رانندگی او در برف و بوران شدید در کوه مورگَن اتفاق افتاده است. زنها از دوهمسریِ لایمن شوکه شدهاند و او در تلاش برای توجیه کارش ملغمهای از حقایق تلخ و خاطرات دردناک را مطرح میکند و در این میان پای دخترش، بهترین دوستش و حتی پرستاری که از او مراقب میکند هم به ماجرا باز میشود. شاید تنها کاری که آدم میتونه بکنه اینه که امیدوار باشه آخرش بابت چیزای درستی پشیمون بشه. (بریدهای از متن نمایشنامه) «میلر جذابترین جنبههای شور و ظرافت تئاتر تجاری را در این اثر گنجانده است.» ساندی تایمز. لندن اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: گرهِ کور وُیتْسِک لحظههایی ارزشمند از یک آلبوم خانوادگی برای آرامش خاطر تو در سالهای دراز پیشرو نیچه، ای پسر بد! / حالا که کمونیسم مرده، زندگی من پوچ شده! وقتی کبوترها ناپدید شدند مرغ دریایی روشنگری اتاق عروس/ سهم زن چرخ سایکوسیس 4:48 چشمهایت را ببند و به انگلستان فکر کن










































