رمان نوجوانموجود
تا پایین خیلی راهه
۱۱۲
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شمیز
نوع جلد
درباره کتاب جیسون رینالدز، نویسندهی آمریکایی کتابهای رمان و شعر برای مخاطب نوجوان است. او که در واشینگتندیسی متولد شد از 9سالگی شروع به نوشتن کرد. او قبل از انتشار اولین کتابش در سال 2014، چندین مجموعهشعر منتشر کرده بود. بیشتر آثار او موفق به کسب جوایز مختلف شده و جزو آثار پرفروش سراسر دنیا بوده است. او در سال 2020 به عنوان سفیر ملی ادبیات نوجوانان انتخ
۲۴۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان نوجوان
- شناسه کالا
- kj-179682
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۷۰۳۰۷۵
- تعداد صفحه
- ۱۱۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شمیز
- وزن
- ۱۰۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
۰ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از ابوعطا
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی صادق شیخ الاسلامی
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب
جیسون رینالدز، نویسندهی آمریکایی کتابهای رمان و شعر برای مخاطب نوجوان است. او که در واشینگتندیسی متولد شد از 9سالگی شروع به نوشتن کرد. او قبل از انتشار اولین کتابش در سال 2014، چندین مجموعهشعر منتشر کرده بود. بیشتر آثار او موفق به کسب جوایز مختلف شده و جزو آثار پرفروش سراسر دنیا بوده است. او در سال 2020 به عنوان سفیر ملی ادبیات نوجوانان انتخاب شد. کتاب «شجاع مانند تو» همچون دیگر آثار این نویسنده برندهی جوایز متعددی شده است.
جیسون رینالدز، داستان حاضر را به سبکی نگاشته که مایههایی از فرهنگ کهن دکلمهگری روایی سیاهپوستان را در خود دارد. هرچند سبک کار، منظوم نیست، نمیتوان آن را نثر هم نامید. شاید نزدیکترین عبارت که سبک متن اصلی این داستان را بهخوبی توصیف میکند «شعر سپید» (شعر آزاد) باشد. ترجمهی حاضر اما به نثر نزدیکتر است، تا اصل (محتوا و پیام داستان) فدای فرع نشود.
***
یک دقیقه از زندگی پسر نوجوانی که روز پیش، برادر بزرگش را کشتند و او میرود تا انتقام بگیرد.
...«خردهحساب» از یکی به دیگری انتقال مییابد، مانند تیشرت مارکدار که از بزرگتر به کوچکتر میرسد.
نه آن حسابِ خرد، صاف میشود و نه آن تیشرت بزرگ، اتوشده به دست بعدی میرسد. فقط به ارث گذاشته میشود، مثل طلای تقلبی یا نقشهی گنجی که به هیچجا ختم نمیشود.
و روزی خردهحساب بر در زندگی برادرم کوبید، در را با لگد باز کرد و همهی داروندارش را برد، به جز زنجیر طلایش را.










































