تاریخ ایران باستان (قابدار)
۲۳۳۰
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
وزیری
قطع
گالینگور
نوع جلد
گزیده ای از کتاب تاریخ ایران باستان قسمت اول كليات تاريخ از زمانى شروعمىشود، كهشهادتهاىكتبى وتاريخى راجع ازمنه پيش از تاريخ بهوقايع و حوادث آنزمان بهدست آمده.اعصار و دهورى كهقبل از آن گذشته ازمنه قبل از تاريخ به شمار مىرود. علماى معرفتالارض يا زمينشناسى [1] و نيز علماى آثار عتيقه هنوز موفق نشدهاند مدت ازمنه پيش از تاريخ را، ولو تقريبى هم كه باشد
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-814773
- تعداد صفحه
- ۲۳۳۰
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب تاریخ ایران باستان قسمت اول كليات تاريخ از زمانى شروعمىشود، كهشهادتهاىكتبى وتاريخى راجع ازمنه پيش از تاريخ بهوقايع و حوادث آنزمان بهدست آمده.اعصار و دهورى كهقبل از آن گذشته ازمنه قبل از تاريخ به شمار مىرود. علماى معرفتالارض يا زمينشناسى [1] و نيز علماى آثار عتيقه هنوز موفق نشدهاند مدت ازمنه پيش از تاريخ را، ولو تقريبى هم كه باشد، معين كنند. هرچند بعض علماى فن مبنى بر قياس يا بر مداركى ناقص اين مدت را صدها ميليون سال يا بيشتر تخمين و عقايدى ذكر كردهاند كه مورد اعتماد نيست، باوجود اين براى اينكه بنماييم كه چه تفاوتهاى زياد بين عقايد مذكوره است، يكى دو عقيده را ذكر مىكنيم. هِكِل [2] حيوانشناس معروف گويد: «اگر من مدت اعصارى را كه از ابتداى پديد آمدن گياه يا جاندارى در روى زمين تا زمان ما گذشته، 25 ميليون يا صد و يا هزار و چهارصد ميليون سال شميدت [3] عالم ديگر را عقيده آنست كه از زمان پديد آمدن نبات يا حيوان در سرزمينها لااقل يك ميليارد و چهارصد ميليون سال گذشته. بعض علماى زمينشناس اخيرآ امتداد اعصار معرفتالارضى را صد ميليون سال تخمين و آنرا به پنج قسمت تقسيم كردهاند: 1. مرحله ابتدايى [4] پنجاه و دو ميليون سال. 2. عصر اوّل [5] سى و چهار ميليون. 3. عصر دوم [6] يازده ميليون. 4. عصر سوم [7] . سه ميليون. 5. عصر چهارم [8] كه زمان ما جزء آن است، پانصد هزار سال. عدهاى از علما مانند مُرْتيلّه [9] طول عصر چهارم را از 230 تا 240 هزار سال مىدانند. كليتآ عقايد در باب مدت ازمنه پيش از تاريخ بسيار مشتّت است و تقريبآ هر عالم فن عقيدهاى دارد. راجع به انسان بعضى را عقيده اين است كه در عصر چهارم معرفتالارضى به وجود آمده، برخى بالاتر رفته پديد آمدن او را به عصر سوم مربوط مىدارند. عدهاى گويند هر زمان كه حيوان پستاندار توانسته روى زمين زندگانى كند، انسان هم در همان زمان به وجود آمده. مفسّرين تورات، چنانكه معلوم است، خلقت عالم را به هفت هزار سال قبل معطوف مىداشتند، بعد اين زمان را به واسطه اكتشافات علمى همواره پيش بردند و حالا بعض علماى فن به اين عقيدهاند كه بشر قبل از عصر چهارم معرفتالارضى، يا تقريبآ دو ميليون سال قبل به وجود آمده. مراحلى را كه بشر پيموده، بنابر استخوانها و ابزار كار و حربه و غيره، كه از زير زمين يا از درون غارها به دست آمده به چهار عهد تقسيم مىكنند : اوّل ـ عهد احوال ابتدايى [10] . بشر به عقيده علماى فن در اين مرحله فقط از حيث قواى عقلى از حيوان برتر بوده، هيچگونه صنايعى نداشته و آتش را هم در اين مرحله هنوز كشف نكرده بود. از اين عهد آثارى در دست نيست جز اِسْكِلِتها و جمجمه بشر ابتدايى. دوّم ـ عهد حجر، كه به عقيده بعضى تقريبآ از پنجاه هزار سال قبل از ميلاد مسيح شروع شده (برخى تا يكصد هزار سال بالا مىروند). اين عهد را به چند قسمت تقسيم كردهاند: 1. احوال سنگ نتراشيده [11] . در اين عهد انسان به صنعت پرداخته و سنگ را بىاينكه تراشيده باشد براى ساختن ابزار و حربه و ساير چيزها به كار برده. تصوّر مىكنند كه تبر يكى از اوّلين ابزار كار يا اسلحه بود. بعضى منكر اين عهدند و گويند اسباب و آلاتى را كه بدين عهد نسبت مىدهند سنگهاى يك پارچه بىشكل مىباشد و چنين سنگها تقريبآ بالتمام از عصر سوّم معرفتالارضى است. 2. احوال سنگ تراشيده [12] . در اين احوال انسان سنگ را تراشيده شكل و صورت مخصوصى به آن داد، به طورى كه غالبآ اشكال و صور با احتياجات او موافقت داشت. عدّهاى ساختن تبر را به اين مرحله منسوب مىدارند. در اين عهد بشر دو اختراع مهم كرد: يكى افروختن آتش كه تمام ترقيات بشر از پرتو وجود آن است و ديگرى تراش دادن سنگ چخماق و ساختن حربه از آن. در اين احوال در صُور و اشكال ابزار و حربه تغييرات مهمى روى داد، بر عدّه آلات و ادوات افزود و مخصوصآ تراش كردن سنگ چخماق به حدّ كمال رسيد ولى از فلز هنوز خبرى نبود. 3. احوال سنگ صيقلى [13] . در اين مرحله انسان توانست سنگ را صيقل و آنرا صاف و براق كند. اين عهد را بعضى به دو قسمت تقسيم كردهاند : الف ـ ازمنهاى كه انسان سنگ را صيقل مىكرد. ب ـ زمانهايى كه سنگ را سوراخ كرده دستهاى از آن مىگذرانيد. بعض علما عقيده دارند كه احوال سنگ صيقلى هيچگاه نبوده زيرا سنگ صيقلى ممكن نبود بىفلز وجود داشته باشد و بنابراين احوال سنگ صيقلى را در صنعت جزو عهد فلز مىدانند ولى اين عقيده را اكثريت نپذيرفته. ابتداى عهد صيقلى را تقريبآ در حدود دههزار سال قبل از ميلاد قرار مىدهند. سوّم ـ بعد از عهد حجر عهد فلز مىآيد و تقريبآ از هفت هزار سال قبل از ميلاد شروع مىشود. در اين عهد انسان سنگهاى معدنى را آب كرده از آن فلز به دست مىآورد. اين عهد را هم به سه قسمت تقسيم كردهاند:












































