تاریخ سیاسی جهان: روایت سه هزار سال جنگ و صلح
۶۷۲
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
وزیری
قطع
کتاب تاریخ سیاسی جهان: روایت سه هزار سال جنگ و صلح نوشتۀ جاناتان هولسگ ترجمۀ دکتر محسن عسکری جهقی گزیده ای از متن کتاب مقدمه: چرا تاریخ مهم است؟ چندکیلومتر خارج از بوداپست، پایتخت مجارستان، باستانشناسان چیز مهمی کشف کردند. آنها در گوری متعلق به شش قرن پیش از «دوران مشترک» [1] بقایای اجساد مادر و پسری سَکایی [2] را از دل خاک بیرون کشیدند. شواهد به دست آمده ن
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-171033
- تعداد صفحه
- ۶۷۲
- قطع
- وزیری
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب تاریخ سیاسی جهان: روایت سه هزار سال جنگ و صلح نوشتۀ جاناتان هولسگ ترجمۀ دکتر محسن عسکری جهقی گزیده ای از متن کتاب مقدمه: چرا تاریخ مهم است؟ چندکیلومتر خارج از بوداپست، پایتخت مجارستان، باستانشناسان چیز مهمی کشف کردند. آنها در گوری متعلق به شش قرن پیش از «دوران مشترک» [1] بقایای اجساد مادر و پسری سَکایی [2] را از دل خاک بیرون کشیدند. شواهد به دست آمده نشان میداد اجساد کشف شده مردمان ثروتمندی نبودهاند، با این وصف اقوام و بستگانشان بهترین جامهها را بر تن آنها کرده، مادر و فرزند تا به آنروز صمیمانه در آغوش یکدیگر غنوده بودند. آنها قربانی یکی از بیشمار جنگهایی بودند که میان قبایل سکاها شعلهور بود. خیره و بهتزده بالای سر آنها ایستاده بودم. مردمانی که تا این اندازه به خود و فرزندانشان عشق میورزیدند چگونه این طور شتابان از جنگی خونبار به جنگی دیگر میشتافتند؟ چرا که حتی امروزه نیز بسیاری از کشورها خود را تا بن دندان مسلح میکنند و آمادۀ جنگ میشوند، جنگهایی که بنیان خانوادههای عاشق را همچنان از هم میپاشد. آیا دیپلماسی آنقدر درمانده است که نمیتواند از بروز رقابتهای نظامی و شعلهور شدن جنگ جلوگیری کند؟ چرا مردمان سیارهای که در حسرت صلح هستند، قادر به پاسداری از آن نیستند؟ هنری کیسینجر، سیاستمدار نامدار آمریکایی میگوید: «جنگ و صلح متاع اصلی بازار سیاست جهانی است. اگر چه دستورکارها و فوریتهای بینالمللی به سبب مقتضیات بومی و حتی مسائل پیش پا افتادهای چون «قانونِ درجۀ انحنایِ موز» دستخوش تغییر میشوند، باز هم سازوکار دیپلماسی وظیفۀ سترگی در مواجهه با برهههای خطیر و دفع شر بر گُرده دارد.» از همین روست که سیاستورزی و دیپلماسی کاری بس طاقتفرسا و در عین حال رازآلود است؛ دنیای آداب و وقار و تشریفات است و عمده قوانین آن در خفا و محرمانه تعیین میشود. بسیاری از جوانان به واسطۀ همین ویژگیهاست که شیفتۀ ورود به دنیای سیاست هستند. بسیاری تلاش میکنند از گوشه و کنار عرصۀ روابط بینالملل به سیاست ورود کنند، من این کتاب را ویژۀ این افراد نوشتهام. این کتاب برای تمام مردان و زنانی است که مشتاق مطالعهاند، کسانی که جهان را روایت میکنند؛ این کتاب برای کسانی نوشته شده است که سیاستهای جهانی را سامان میدهند، برای روزنامهنگاران، سیاستمداران، دیپلماتها، افسران ارتش یا اساتید دانشگاهها. همۀ این افراد میتوانند مخاطب خاص این کتاب باشند. سیاست جهانی یکبار دیگر در نقطهای حساس در حالتی بیثبات و ناپایدار قرار دارد. در یک سوی این طیف انبوهی از مردمان جهانوطنی قرار دارند، «نخبگانِ پروازی» (دیپلماتها) که به امید برقراری صلح از این شهر به آن شهر میروند و موفقیت و توفیق دیپلماسی را با میزان گفتگوهایی که انجام میدهند و تعداد روزنامهنگاران و فیلمبردارانی که در نشستهای بینالمللی با خود همراه میکنند میسنجند. پیروان این مکتب فکری باور دارند دوران سیاستورزی ابرقدرتان به پایان آمده، امکان بروز جنگهای عظیم در جهان بسیار غیرمحتملتر از گذشته است. آنها بر پایۀ این استدلالات معتقدند وابستگی متقابل اقتصادی میان ملتها از شعلهور شدن جنگهای بزرگ جلوگیری میکند. این اندیشه، خاصه پس از سال 1991 و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در جهان قوت گرفت. اروپا به جای توسل به قوۀ قهریه، از آنچه در شوروی روی داده بود درس عبرت گرفت، چین دکترین «عروج صلحآمیز» را پیشه کرد و در ایالات متحده آمریکا دو حزب دموکرات و جمهوریخواه سرمست از پیروزی سیاست خارجی خویش، بیش از پیش بر باورها و اصول لیبرالیسم تکیه کردند. سوی دیگر این طیف کسانی قرار دارند که معتقدند جهانِ بدون مرز و آزاد نفعی در پی ندارد، آنها جهانی شدن را عامل اصلی تلاطمات اقتصادی در مقیاس جهانی میدانند و باور دارند مهاجران و چندملیتیها بزرگترین تهدید علیه نظم و ثبات بینالمللیاند. اینها خشمگیناند و حول محور رهبران ملیگرای افراطی جمع میشوند تا در برابر ناامنی و بیعدالتیها زیر سایۀ رهبران ملیگرا پناه گیرند. در ایامی که جهانوطنیها از دنیای بیمرز و یکدست خود لذت میبردند، گروه دوم به تدریج قدرتمندتر و بزرگتر شد تا جایی که امروزه همانها بزرگترین مانع برابر اعتدال و سازش در جهانند. این تغییر جهت زمانی بیش از پیش جلوهکرد که میزان بودجهها و هزینههای نظامی یکبار دیگر از میزان هزینههای نظامی سیاهترین روزهای جنگ سرد پیشی گرفت.( [i] ) درگیریهای نظامی رو به فزونی گذاشت و مناقشات بینالمللی تشدید شد. در چنین دنیای گیجکنندهای است که نسل نویی باید ظهور کند تا با خردورزی مسیر جدیدی را برای اخذ تصمیمات مهم و رویارویی با این تحولات بگشاید. رهبران فردا باید درک نوینی از آسایش و رفاه فردای مردم



































