ندا بهرامی نژاد
چینش کتابها

داستان با یکی از مشهورترین نقاشیهای جهان آغاز میشود و تصویر سه نوجوان که در انتهای اسکله ای نشسته اند بیشتر مردم گمان میکنند این نقاشی صرفا تصویری از دریاست اما لوئیزا هنرمند جوان و جویای نام میداند ماجرا چیز دیگریست و مصمم است داستان این سه چهره ی مرموز را کشف کند. بیست و پنج سال پیش در شهری…

این رمان یک داستان عاشقانه است؛ داستانی عاشقانه میان دو نوجوان که در گرمای تابستان روی نیمکتی مینشینند و به رؤیاهای هم گوش میسپارند از همان دست عشق ها که فقط و فقط در نوجوانی اتفاق میافتد؛ با نهایت تازگی و شورمندی عشقی که شبیه یک آغاز است آغاز یک تجربه که قهرمان بی نام داستان را راهی سفری بی…

درباره کتاب: سِیدی ون روی کاغذ هیچ عیبونقصی ندارد؛ دانشآموز ممتاز است و همه از همکلاسیبودن با او خوشحال هستند، ولی رازش این است که اعصابخردیهایش را در پیشنویس ایمیلهایش مینویسد. بیشتر این یادداشتها خطاب به جولیوس گانگ است که همیشه انگار با او پدرکشتگی داشته. سیدی بدون نگرانی و ملاحظه ایمیلهایش را مینویسد، چون قرار نیست کسی آنها را…

درباره کتاب: یاغیهای مرموز الماس چشم اژدها را از بافندهی اعظم دزدیدند، اما لاچلان بدجوری زخمی شد. الماس آنها را فرستاد پیش مزرعهداری که قدرتهای عجیبی داشت. او با جادو لاچلان را نجات داد، اما لکهای بنفش در وجودش باقی ماند که هر لحظه بزرگتر میشد. فقط شمشیرهای اژدها میتوانستند لکهی شیطانی را نابود کنند. مسیر یافتن شمشیرها بسیار خطرناک…

این کتاب دربارهی «ویرجینیا هال» است. ویرجینیا هال در زمانهای که وجود جاسوس زن به رسمیت شناخته نمیشد لقب «مدونای مقاومت» گرفته بود. هربار تغییر قیافه میداد، شبکهای از جاسوسان به راه انداخته بود، اخبار پیشروی نیروهای آلمانی را به متفقین میرساند، برای نیروهای مقاومت مهمات و اسلحه فراهم میکرد و نیروهای چریکی را برای مبارزه آموزش میداد. جاسوسی تمامعیار…

درباره کتاب: اُوری رنولدز چنان اشتباه بزرگی کرده است که هیچکس دیگر نمیخواهد ریختش را ببیند، بهجز یکی از دوستان وفادارش که هنوز جواب پیامهایش را میدهد. حالا دیگر عوض اردوی تابستانی قبل از شروع دانشگاه، باید با پدربزرگش که چند بار بیشتر او را ندیده است، به سفر برود. ولی مثل لیموترشی که ممکن است تهمزهی شیرینی داشته باشد،…

زنده زنده دفن میشی، زنده زنده میسوزی... دیوارهای خانهی خاکستر همیشه داغ است و کسی حق مریض شدن ندارد. ساکنان آنجا انگار از دنیای دیگری آمدهاند. دورتادور خانه را حصار مرگباری فراگرفته و راه فراری نیست. آقای مدیر سه سال است که غیبش زده و همه منتظر هستند تماس بگیرد. خوابگاه بچهها بیشتر به گلخانهای شیشهای شباهت دارد. سالیتیود بیخبر…

جولی کلارک هفده ساله برای آینده اش برنامه ریزی کرده است با دوستش سم از شهر کوچکش نقل مکان کند، در دانشگاه تحصیل کند تابستان را در ژاپن بگذرانند... اما بعد سم می میرد و همه چیز تغییر می کند. جولی دلشکسته از مراسم تشییع جنازه کنارهگیری می کند وسایل سم را بیرون می اندازد و هر کاری می کند…

بخشی از کتاب نقشه سازان سازندگان سلطنتی: به ستاره ها نگاه کن! کوردلیا ته دلش مطمئن بود ناخدا پراسپرو زنده است. او به کمک نقشهی توی تلسکوپ پدرش، وجب به وجب لندن را گشت تا شاید ردی از او گیر بیاورد. کوردلیا در این جستوجو از کتابخانهای عجیب سر درآورد. کتابخانه محل برگزاری جلسههای انجمن سری نقشه سازان بود. نقشه…

یک روز دعوتنامهای از آقای سولومون به دست کالان رسید تا در ازای انجام مأموریتی خطرناک دستمزدی هنگفت به جیب بزند. آقای سولومون به هر دری میزد تا چشم اژدها را از چنگ بافندهی اعظم دربیاورد و با این قدرت جادویی به طلسمی زنده تبدیل شود. اولین بار آرتا، شبح محافظ بافندهها و شونا، شبح محافظ دزدها، با چشم اژدها…

داستان ها موجودات عجیبی هستند مثل اشیای داخل صندوقی مهروموم شده در زیر خاک، فقط در ذهن افرادی که به یادشان می آورند، وجود دارند. اگر داستانی را با دیگران در میان نگذاریم، اگر با تعریف دوباره و دوباره زنده نگهش نداریم، عمرش به آخر می رسد. اگر آخرین کسی که قصه ای را می داند، بدون تعریف آن برای…

همهچیز زیر سر گنجهی داوینچی بود. نه، ببخشید! شاید اصلا زیر سر گربهی داوینچی بود. همانوقتی که همراه هربرت بادر از نیوجرسی در کاخ پاپ سروکلهاش پیدا شد. آنهم وسط معرکههای رافائل نقاش و میکلآنجلو (همان میکل آنژ خودمان). فدریکو گونزاگا از خاندان ایتالیایی سرشناسی مهمان (حالا بین خودمان بماند: زندانی) پاپ است تا پدرش یکوقت هوای دسیسهچینی به سرش…
نویسندگانی که کتابشان توسط «ندا بهرامی نژاد» ترجمه شده است
نویسندههایی که حداقل یک اثرشان با ترجمه این مترجم موجود است.
ناشرهایی که کتابهای ترجمهشده توسط «ندا بهرامی نژاد» را منتشر کردهاند
فهرست ناشرهایی که این مترجم با آنها همکاری نشر داشته است.







