
بخشی از کتاب: یوستاشیا که سودای زندگیِ دیگری را در سر میپرورد، همسر کلایم میشود که پیشتر در پاریس به تجارت مشغول بود و اکنون به زادگاه خود بازگشته است تا به آرامی و آسودگی روزگار بگذراند. یوستاشیا امید دارد شوهرش سرانجام راضی شود که به پاریس بروند. چنین نمیشود و یوستاشیا رابطهاش را با یکی از عشاقِ سابقش، وایلدیو،…












