فرهاد حسن زاده
چینش کتابها

درباره کتاب: مدرسهی نیشگون یه روزنامه سقفی داره که توش همهچی پیدا میشه از سرملاقههای تندوتیز و آتشین تا جملهسازیهای بامزه و نمکین از شب شعر انجمن شاعران ناشی تا داستانهای داغ خاشخاشی از کلاسملاسهای قاتیپاتی تا آگهیهای تبلیغاتی نیشگون مدرسهای پُرخنده است طنزهایش ساده و کوبنده است هست مدیر مدرسه گیج و ملنگ بچههای مدرسه شوخ و مشنگ نیست…

بخشی از کتاب قطار جک لندن: گودرز گفت: فرق چه میکنه؟ اول مردهخری، بعد مردهخوری. دو تا گاومیش اگه زنده بودن، هر کدوم پنجاه هزار توممن پولشون بود. و روی پنجاه تاکید کرد. نگاه سبزعلی گشت روی حاشیه گلی بهمنشیر؛ روی گاومیشهایی که به خون و گل غلتیده بودند، روی آدمهایی که جمع شده بودند دور زایر خلف و قصاب…

از وقتی آیفون تصویری آمده، هم کار ما گرگها سخت شده، هم کار نویسندهها. ولی خب، گرگها صدتا بهانهی باحال جور میکنندکه داستان هیجان داشته باشد. مثل همین آقاگرگهی خودمان که می گوید طوطیاش رفته بالای خرپشته. مامانبزی برایشان چندجور غذا درست کرده بود. پیتزای یونجه، چمنپلو و … اما همین که خواستند بخورند… «دینگ… دینگ…» بزبزکها به هم نگاه…

تا به حال خودتان را جای یک گرگ گذاشتهاید؟ تا به حال به یک گرگ بدجنس بی رحم وحشی گفته اید: سلام گرگ خاکستری مهربان دوستداشتنی! نگفتهاید؟ خب معلوم است که تا به حال خودتان را جای هیچ گرگی نگذاشتة اید. سختش بود. انگار در تمام عمرش مهربانی نکرده بود، حتی توی خواب. شنگل و منگل توی شکمش جفتک میزدند.…

"هویج بستنی" مجموعه ای از داستان های جذاب و خواندنی به قلم "فرهاد حسن زاده" است که برای مخاطب نوجوان به نگارش درآمده است. این مجموعه که ده داستان طنزآمیز با مضمون اجتماعی را در بردارد، به مسائلی می پردازد که مخاطبین حوزه ی کودک و نوجوان را بیشتر هدف قرار داده و علاوه بر اینکه خوانشی لذت بخش را…

«کلاغ کامپیو تر» رویکرد نویسنده به ژانری از قصه نویسی است که در ادبیات امروز ما مهجور مانده است: داستان علمی- تخیلی گونه ای از ادبیات است که فناوری، علوم امروزی یا مربوط به آینده را دستمایه هنرمند قرار می دهد. ماجرای «کلاغ کامپیو تر» از این قرار است که منصور، قهرمان اصلی قصه، برنامه جدیدی در کامپیو تر خود…

حسن زاده داستان «نمکی و مار عینکی» را بر اساس یک افسانه خودساخته خلق کرده است. این رمان که برای نوجوانان نگاشته شده داستان پسرکی به نام نمکی است که در کشور خیالی آفتاب و مهتاب، همراه با پهلوان تیمور نمایش مارگیری می دهد. دزدها یاقوت های پادشاه را می دزدند و پهلوان تیمور هم مثل خیلی از مردم شهر،…

کتاب « زیبا صدایم کن» که هم اینک در وبسایت ایرانکتاب در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است، سری هفتم آن در سال 1397 توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان در 192 صفحه در یک مجلد رقعی منتشر شده است.این کتاب توسط فرهاد حسن زاده به نگارش در آمده است. داستان این اثر داستانی جذاب با مرکزیت دختری پانزده…

رمان "هستی" اثری است از "فرهاد حسن زاده" که داستان یک دختر دوازده ساله ی اهل آبادان را به رشته ی تحریر درآورده است. اما چه چیز "هستی" "فرهاد حسن زاده" را از سایر دخترها جدا کرده؟ روحیات غیرمتعارف او! "هستی" چهارچوب پذیر نیست و خلقیات او به دختران دیگر نمی ماند. او دلش می خواهد برود توی کوچه و…

این کتاب کودکانه می تواند بیش از هرچیز به عنوان یک هدیه سرگرم کننده و در عین حال آموزنده از طرف والدین به کودکانشان باشد. این کتاب به تفاوتها و ویژگیهای فردی اشاره میکند که میتواند در نگاه اول مورد سرزنش دیگران قرار بگیرد ولی در موقعیتهای خاص اهمیت و فایده آن مشخص میشود.کتاب «موش سر به هوا» میتواند به…

درباره کتاب: همهچیز عوض شده بود. تمام مسترهای خارجی از آقایی افتاده بودند. تمام آنهایی که عمری توی دربار شاه به مفتخوری عادت داشتند، نانشان بریده شده بود. همهی کسانی که یک زمانی لقبهایی مثل «چیچیخان» و «چطورالدوله» و «چهمیدانممیرزا» داشتند، از اسب افتاده بودند. دولت پاکیزه شده و امیر دست اینجور آدمها را بریده بود. اما فقط دست نیست.…

دربارهی کتاب : بچه ها از جلد اول كتاب طنز روزنامه سقفی همشاگردی استقبال كردند و ما كه ورپریده باشیم، به این فكر افتادیم كه جلد دومش را هم آماده كنیم. ماجرا به آن جا بر می گردد كه روزگاری در هفته نامه كیهان بچه ها معجونی چاپ می كردیم به اسم روزنامه ی سقفی همشاگردی كه ماهی یک بار…

دربارهی کتاب : کنار دریاچه نیمکت هفتم مجموعه ی هفت داستان کوتاه و روایت متفاوتی از دل مشغولی ها، ترس ها و دغدغه های نوجوانان امروز است. کتاب حاضر برخوردی صمیمانه تر با نوجوانانی است که صدایشان در دنیای پر هیاهوی آدم بزرگ ها شنیده نمی شود. دسته های صندلی را می چسبم. عکسم افتاده توی شیشه های عینکش. دوتا…

بخشی از کتاب : روی رکاب اتوبوس، در برابر نگاه مردهایی که به من تعظیم می کردند، یک آن ایستادم. از خودم پرسیدم: «زحل! ای زحل دیوانه! تو کی هستی؟ گروه خونت چیه؟ از کجا اومدی؟ کجا می خوای بری؟ کجا دنبال سهم خودت از زندگی می گردی؟...» همان جا بود که بلیت را ریزریز کردم و برگشتم. بی آنکه…

اگر یک روز پستچی آمد و گفت شما دعوت هستید به یک مهمانی که آنجا میتوانید نوشابهی گازدار و انرژیزا و سوسیس بزغاله بخورید، حرفش را باور میکنید؟ شنگل گفت: «ولی ما که امضا نداریم. یعنی هنوز بلد نیستیم اسممان را بنویسیم.» پستچی گفت: «خبف انگشت بزنید.» بچهها نگاهی به دستشان انداختند و گفتند: «ما که انگشت نداریم. سم داریم.»…
ناشرهایی که کتابهای «فرهاد حسن زاده» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.
مترجمهایی که کتابهای «فرهاد حسن زاده» را ترجمه کردهاند
بر اساس کتابهای موجود در فروشگاه و دادههای دستهبندیشده.





















































