ادبیات و داستانموجود
زن سیاه پوش
۱۹۲
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
درباره کتاب وکیل جوانی به نام آرتور کیپس برای رسیدگی به پروندهی اموال آلیس درابلو، که تازه از دنیا رفته، به مأموریتی در یکی از روستاهای اطراف لندن میرود. در مراسم خاکسپاری آلیس، آرتور زنی تماما سیاهپوش را میبیند که رنگ به رخسار ندارد؛ چند قدم آن طرفتر هم کودکان دانشآموزی در کنار قبرها ایستادهاند. حضور آن زن و دانشآموزان از جانب یکی از افراد محلی، که
۱۹۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-649071
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۵۴۳۷۶۶
- تعداد صفحه
- ۱۹۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
۴٫۵ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از خوب
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمود گودرزی
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب
وکیل جوانی به نام آرتور کیپس برای رسیدگی به پروندهی اموال آلیس درابلو، که تازه از دنیا رفته، به مأموریتی در یکی از روستاهای اطراف لندن میرود. در مراسم خاکسپاری آلیس، آرتور زنی تماما سیاهپوش را میبیند که رنگ به رخسار ندارد؛ چند قدم آن طرفتر هم کودکان دانشآموزی در کنار قبرها ایستادهاند. حضور آن زن و دانشآموزان از جانب یکی از افراد محلی، که بعد از ادعای آرتور خیلی ترسیده، انکار میشود اما آرتور به این چیزها اعتقادی ندارد و بعد از خاکسپاری به خانهی خانم درابلو میرود تا مدارک را بررسی کند. از همان روز اتفاقات مرموز خانهی خانم درابلو شروع میشود و رفتهرفته وحشت به دل آرتور میاندازد. هربار که کسی آن زن سیاهپوش را میبیند، کودکی در روستا میمیرد و حالا آرتور درست به جایی رفته که با گذشتهی زن گره خورده است.
منتقد نشریهی پابلیشرز ویکلی درمورد این کتاب میگوید: «هیل با ظرافت خاصی سنت داستانهای گوتیک را دستکاری میکند و سبک جدیدی را در داستانهای ارواح به نمایش میگذارد.»
سوزان هیل (1942) نویسندهی اهل بریتانیا است. هیل در سال 1971 با رمان من پادشاه دژ هستم برندهی جایزهی ادبی سامرست موآم شد. او همچنین در سال ۲۰۱۲ نشان شهروندی CBE، سومین نشان باارزش بریتانیا، را بهدلیل خدمات ادبیاش به دست آورد. سبک نگارش هیل سبک ادبیات گوتیک است که بهویژه در کتاب زن سیاهپوش نمود پیدا میکند و با آثار کلاسیک نویسندگانی مانند دافنه دوموریه مقایسه میشود.











































