خوشه های اقاقیا
۱۱۲
صفحه
۱۳۹۴
سال چاپ
... چشمم به کلمهی بزرگ «مادر» زیر عکس زنی همسن مادرم میافتد. بهدو کتاب را برمیدارم. همراه کتابِ کوچکم بهطرف پدر میدوم. کتابِ کوچکم را باز میکنم. برای اینکه پدر خوشش بیاید، با صدای بلند میخوانم: «ماهیکوچولو لای منقار دراز ماهیخوار دستوپا میزد، اما نمیتوانست خودش را نجات بدهد، ماهیخوار کمرگاه او را چنان سفت و سخت گرفته بود که داشت جانش درمیرفت
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-325393
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۴۳۹۷۳۷
- تعداد صفحه
- ۱۱۲
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۴
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از افراز
مشاهدهی همهتوضیحات
... چشمم به کلمهی بزرگ «مادر» زیر عکس زنی همسن مادرم میافتد. بهدو کتاب را برمیدارم. همراه کتابِ کوچکم بهطرف پدر میدوم. کتابِ کوچکم را باز میکنم. برای اینکه پدر خوشش بیاید، با صدای بلند میخوانم: «ماهیکوچولو لای منقار دراز ماهیخوار دستوپا میزد، اما نمیتوانست خودش را نجات بدهد، ماهیخوار کمرگاه او را چنان سفت و سخت گرفته بود که داشت جانش درمیرفت. آخر یک ماهیکوچولو چقدر میتواند دور از آب بماند؟» جرقهای جلوی چشمم زده میشود. انگار کسی توی گیجگاهم تلنگر میزند.. .



































